خانه » اخبار » مشق عشق لشکر ویژه ۲۵ کربلا در کربلای۵ با رمز یازهرا

مشق عشق لشکر ویژه ۲۵ کربلا در کربلای۵ با رمز یازهرا

در سالروز عملیات غرورآفرین و سرنوشت ساز کربلای ۵ که لشکر ویژه ۲۵ کربلا نیز نقش محوری در آن داشت، در مصاحبه اختصاصی با سردار کمیل از فرماندهان و یادگاران گرانقدر هشت سال دفاع مقدس، به بررسی و بازخوانی این عملیات خواهیم پرداخت.

سردار حاج کمیل کهنسال که خود یکی از فرماندهان کربلای ۵ بود، در ابتدا ضمن تشریح دلائل انتخاب لشکر۲۵ کربلا به عنوان لشکر ویژه از سوی فرماندهی کل سپاه ، برای تبیین بهتر عملیات کربلای ۵ ، نگاهی  اجمالی نیز به عملیاتهای قبل از آن داشت:

انتخاب لشکر ۲۵ کربلا به عنوان لشکر ویژه

بعد از عملیات بدر و رمضان، با وجود اینکه این عملیات ها تحیربرانگیز بود و اوج هنر و توانایی فرماندهان و رزمندگان را در پی داشت، اما نیروها نتوانستند مناطق تصرف شده را نگه دارند و تثبیت کنند و مجبور شدیم برخی مناطق تصرف شده را به دشمن پس بدهیم و عقب نشینی کنیم. لذا بعد از این عملیات ها وقتی که که اهداف جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تنبیه و مجازات نیروهای متجاوز برای عبرت همسایگان و کشورهای غربی و نیز تحصیل خواسته های نظام برای درخواست غرامت جنگی از صدام محقق نشد، فرماندهی کل سپاه پاسداران تصمیم گرفت که در بین یگان های سپاه، یک لشکر را بعنوان لشکر ویژه انتخاب کند تا در کوران جنگ و شرایط بسیار سخت عملیات ها، بخصوص عملیات های مهم، لشکری به میدان نبرد بیاید و گره های سخت و بازنشدنی نبرد را باز کند ، مناطق تصرف شده را حفظ بکند یا عملیات را تثبیت کند. باالطبع این لشکر ویژه باید از هر جهت مورد اعتماد و اطمینان بخش فرماندهی کل باشد. مانند لشکر ۱۰ گارد ریاست جمهوری عراق که در اختیار خود صدام بود و سعی می کرد در شرایط بحرانی جنگ، آن را وارد کارزار کند و البته بسیار هم به آن اطمینان داشت و حضور آنها را مقدمه پیروزی می دانست.

لشکر ویژه باید دارای چند ویژگی برجسته می بود: ویژگی اصلی این لشکر این است که باید از پتانسیل و توانایی آن، اطمینان بخش فرماندهی کل باشد تا بتواند در شرایط سخت و بحرانی عملیات ها به کمک لشکرهای دیگر بیاید و توازن قوا را به نفع رزمندگان تغییر دهد. همچنین استعداد رزمی آن هم باید به اندازه دو لشکر معمولی باشد.

نکته دیگر اینکه لشکر ویژه باید دارای فرماندهان و کادر فرماندهی بسیار باهوش، شجاع، خلاق و مبتکر و باتجربه باشد و رزمندگان این لشکر نیز از توانائی بسیار بالای رزمی و شخصیتی برخوردار باشند.

همچنین، نقطه برجسته لشکر ویژه، عقبه مردمی این لشکر و اعتباری که این لشکر نزد مردم منطقه خود، یعنی مردم مازندران داشت، بود تا بتواند از لحاظ نیروی انسانی، امکانات و تدارکات، پشتیبان خوبی برای رزمندگان باشند. همانطوری که می دانید مردم مازندران دارای ظرفیت و استعداد بسیار بالا و عمیقی از لحاظ استعدادها و توانایی های فردی و نیز روحیه شجاعت و شهادت طلبی هستند و این پشتوانه قوی ای برای یک لشکر محسوب می شد، مخصوصاً اینکه عقبه مردمی لشکر۲۵کربلا از لحاظ پشتیبانی نیروی انسانی و تدارکاتی در بین لشکرهای دیگر مثالزدنی بود.

شاهکار لشکر ویژه ۲۵ کربلا در والفجر ۸

بعد از اینکه لشکر ۲۵ کربلا بعلت دارا بودن ویژگی های ذکر شده، بعنوان لشکر ویژه انتخاب شد، عملیات والفجر۸ طراحی شد. هدف ما در این عملیات این بود که توازن قوا به نفع رزمندگان اسلام تغییر کند و بر اساس راهبردهای امام، اراده و خواسته های ما بر دشمن تحمیل شود.

اهمیت استراتژیک فاو از لحاظ نظامی به اندازه خرمشهر بود. مقر فرماندهی ارتش بعث در فاو قرار داشت و دشمن خطوط دفاعی سخت و نفوذناپذیری را در این منطقه بوجود آورده بود. اسکله ها و سنگرهای بتونی شکل دشمن، فتح فاو را به هدفی بسیار سخت تبدیل کرده بود. لذا لشکر ویژه ۲۵ کربلا، مأمور تصرف فاو شد و با هوشمندی و شجاعت کادر فرماندهی و توانایی و روحیه بالای رزمندگان، تاصبح عملیات، فاو به تصرف کامل نیروها درآمد. در این عملیات غرورآفرین، بیش از ۵۰درصد لشکر گارد ریاست جمهوری عراق منهدم شد.

لشکر ویژه ۲۵ کربلا در این عملیات، سخت ترین مواضع هدف را تصرف کرد و با قرار گرفتن در قلب درگیری ها تا عمق محور عملیاتی پیشروی کرد. با محورهای اصلی پاتک دشمن جنگید. تصرف کارخانه نمک ، خطوط جاده استراتژیک معروف به شنی، پیشروی در جاده ام القصر، تصرف پایگاههای موشکی، کمک به لشکر ۸ نجف ، ۲۷ رسول و ۱۷ ابی ابن ابیطالب(ع) ، حفظ ارتباط محور کارخانه نمک با جاده شنی و پیشروی در جاده استراتژیک فاو-بصره از شاهکارهای رزمندگان ۲۵ کربلا در این عملیات بود.

این عملیات ۷۰ روز ادامه داشت و تقریبا اکثر روزها دشمن سعی می کرد پاتک بزند. ۴۰-۵۰ گردان در چند مرحله بکارگیری و بازسازی شدند. مطمئناً اگر لشکر ویژه ۲۵ کربلا نبود مانند بدر و خیبر، فاو هم باقی نمی ماند.

درسی که لشکر ویژه به مانور تبلیغاتی صدام در ارتفاعات قلاویزان داد

شکت تحقیرآمیز نیروهای عراقی در والفجر۸، موقعیت آنها را در میان کشورهای حامی شان (کشورهای عربی منطقه، آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، شوروی سابق و…) بشدت تضعیف کرد. حامیان آنها انتظار نداشتند که با وجود در اختیار قرار دادن این همه امکانات بسیار پیشرفته نظامی و مالی، نیروهای بعثی این چنین مفتضحانه شکست بخورند.

نیروهای بعث، برای اینکه از زیر فشار تحقیر بیرون بیایند، عملیات پدافند متحرک را در برخی مناطق جبهه های میانی به راه انداختند و مهران را گرفتند. بعد از سقوط مهران، امام از طریق سید احمد پیام داد که مهران باید سریعا بازپس گرفته شود.

برای همین فرماندهان لشکر ویژه ۲۵ کربلا، تیپ شهید گلگون را در فاو گذاشتند و با بقیه تیپ هاو گردان ها سریعاً به مهران اعزام شدند.

در مهران هم سخت ترین محورها که شامل جاده منتهی به شهر مهران و سلسله ارتفاعات همرین و قلاویزان که مشرف بر منطقه بود به لشکر ویژه ۲۵ کربلا سپرده شد. ارتفاعات قلاویزان از لحاظ استراتژیک بسیار حساس و تعیین کننده بود چراکه اگر در تصرف هر نیرویی بود، آن نیرو بر کل منطقه مهران را در تسلط داشت و تمام تحرکات نیروی مقابل زیر نظر او قرار می گرفت.

لشکر ویژه ۲۵ کربلا در کوتاهترین زمان با عملیاتی بسیار موفقیت آمیز، ارتفاعات قلاویزان را به تصرف خود درآورد و در ادامه موفق به آزادسازی مهران شد که این شکست برای صدام و فرماندهان عراق بسیار گران تمام شد. چراکه آنها بعد از فتح مهران جنگ تبلیغاتی و روانی راه انداخته بودند، حتی صدام، به ارتفاعات قلاویزان رفت و با غرور خاصی در برابر دوربین های تلویزیونی اعلام کرده بود که نیروهای ما مهران را گرفتند. آزادسازی مهران، بار دیگر ویژگی های منحصر بفرد لشکر ویژه ۲۵ به رخ ارتش بعث و صدام کشیده شد و لشکرویژه ۲۵ کربلا به کابوس آنها مبدل شده بود و بعد از این محور عملیاتی که می دیدند این لشکر وارد می شد، بیشترین و بهترین نیروهای خود را به آن منطقه اعزام می کرد.

ماهواره ها و رادارهای جاسوسی فوق پیشرفته آمریکا به کمک صدام آمد

بعد از عملیات والفجر۸، عملیات کربلای ۴ در منطقه عمومی آبادان و جزیره مینو و امّ الرصاص طرح ریزی شد.

با توجه به تجربه موفق فاو، قرار شد در شمال بصره تا خود فاو عملیاتی صورت بپذیرد تا بین سپاه سوم و سپاه هفتم بعث جدایی ایجاد شود و کل سرزمین فاو تا دروازه های بصره به تصرف رزمندگان اسلام درآید که اگر این عملیات با موفقیت انجام می گرفت، بنوعی مهندسی رزمی ارتش بعث منهدم میشد چراکه بصره دروازه سقوط بغداد و صدام بود.

شکست والفجر ۸، موقعیت صدام را نزد حامیانش بسیار متزلزل کرده بود. و حامیانش بشدت در تلاش بودند تا نیروهای اسلام در عملیاتهای بعدی موفق نشوند. برای همین تمام امکانات رزمی مهندسی خود از جمله؛ هواپیماهای پیشرفته، آواکس و سیستمهای ماهواره ای راداری فوق پیشرفته خود را در مناطق عملیاتی و روی نیروهای ما در منطقه متمرکز کردند تا نیروهای ارتش بعث، مانند فاو غافلگیر نشوند. سیستمهای اطلاعاتی و راداری غرب تلاش کرد تا عملیات جدید ایران را کشف کنند تا نیروهای بعث غافلگیر نشوند. چراکه یکی از عوامل مهم موفقیتهای ما در عملیاتها، بهره گیری از حربه فریب و غافلگیری دشمن بود.

عملیات کربلای ۴ در سوم دی ۶۵ آغاز شد. اما نیروهای ما که غافلگیر شده بودند، فقط یک روز در منطقه دوام آوردند چراکه دشمن با اطلاعات کاملی که از این عملیات بدست آورده بود کاملا آماده بود و از قبل، همه راهکارها را برای ناکامی و شکست ما پیش بینی کرده بود.

عدنان خیراله؛ وزیر دفاع وقت عراق بعد از شکست رزمندگان اسلام در کربلای ۴ اعلام کرده بود: « هدف ایران در این عملیات، شهر بصره بود. آنها اگر موفق می شدند هدفهای خود را تحقق بخشند، ارتباط بین نیروهای سوم و هفتم ما قطع می شد و تمام فاو و خور عبداله و شمال بصره به تصرف نیروهای ایرانی در می آمد. علت شکست ایرانی ها این بود که نیروهای ما آماده بودند و نقشه های لازم را طراحی کرده بودیم. ما بخاطر این اطلاعات از آمریکائی ها تشکر می کنیم»

صدام بعد از این پیروزی ، سعی کرد تا با حربه تبلیغاتی و جنگ روانی، تحقیر و نیز ذهنیت بدی که بعد از شکست در والفجر۸ در ذهن حامیانش ایجاد شده بود را پاک کند. برای همین سعی کرد ابتکار عمل را بدست بگیرد و به تبلیغات زیادی دست زد. حتی با سفر به عربستان به حج رفت و به طواف خانه خدا پرداخت و از آنجا فیلم تهیه کرد و سعی نمود که خود را ناجی اعراب معرفی کند.

حماسه شیدایی لشکر ویژه در کربلای ۵۰، ناجی اعراب! را در آستانه سقوط قرار داد

تمام شواهد حاکی برآن بود که چنانچه این شرایط تغییر نکند، دشمن در موقعیت سیاسی، تبلیغاتی و امنیتی و نظامی برتری در سطح منطقه و جهان قرار می گرفت و ابتکار عمل در دست آنها می افتاد.

بنابراین، فرماندهان جنگ تصمیم گرفتند که هر چه سریعتر باید دست به یک عملیات بسیار شگفت انگیز و بزرگی بزنند که آن هم صرفاً از عهده سپاه و بسیج برمی آمد. تصمیم گرفته شد که نباید گذاشت دستاوردهای والفجر۸ از بین برود و ناکامی کربلای ۴ تداوم یابد.

لذا در منطقه شلمچه باید عملیات صورت می گرفت. منطقه ای که دشمن از استحکامات بسیار مستحکمی برخوردار بود، شلمچه دشت وسیعی بود که منتهی میشد به بصره. از ابتدای جنگ هم فتح این منطقه برای رزمندگان بسیار مهم بود. دشمن هرگز تصور نمی کرد که از این منطقه عملیاتی از سوی رزمندگان صورت بگیرد و خیالش از این محور راحت بود. چراکه از نظر محاسبات نظامی هم فتح چنین محوری آنهم با نیروهای پیاده غیرممکن بود.

بنابر اطلاعاتی که کسب شده بود، کارشناسان نظامی شوروی سابق طرح پدافندی و استحکامات دفاعی این منطقه را برای دشمن طراحی کرده بودند. کانال ماهی ای به طول ۳۰ کیلومتر به شکل شمال به جنوب در این منطقه وجود داشت. کانالی به عرض یک کیلومتر که مانع بزرگی برای پدافند نیروها بود.

شرق کانال ماهی بطرف نیروهای ما را  به عمق یک الی سه متر آب رها کرده بودند. منطقه داخل آب هم با سیم خاردار، مین و موانع مختلف فلزی محصور شده بود.

اولین خط دفاعی دشمن بعد از معبر آب هم،  دژی بود که در یک سمت آن سنگرهای بتونی برای استراحت نیرو و در سمت مقابل، سنگرهای دیده بانی و تیربار با مهمات آماده و سنگرهای تانک احداث شده بود. این دژ، دشمن را از موقعیت ممتازی برای اشراف و تسلط کامل بر منطقه برخوردار می کرد. در پشت خط اول چند موضع هلالی شکل احداث، که قطر هر یک به ۳۰۰ الی ۴۰۰ متر و ارتفاع آن به ۵ تا ۶ متر می رسید.

در پشت موانع هلالی، برای تردد و استقرار تانک، جاده ساخته شده بود و به این وسیله تانکهای دشمن می توانستند با استقرار روی مواضع مشخص شده، کل منطقه درگیری را زیر پوشش گلوله مستقیم و تیربار قرار دهند.

دومین خط دشمن به فاصله صد متر از خط اول و به موازات آن احداث، و سیل بندی بود به عرض ۲۰۵ و ارتفاع ۴ متر که دارای موضع پیاده، کانال مواصلاتی و مواضع تانک بود. این سیل بند از جنوب جاده شروع می شد و به سمت اروند ادامه داشت.

سومین خط دفاعی دشمن، خاکریزی بود به موازات خط دوم و دارای مواضع پیاده و تانک که در جلوی آن کانال متروکه ای به عرض ۴ و عمق ۲ متر احداث شده بود. چهارمین خط دفاعی دشمن در پشت نهر دوعیجی قرار داشت و شامل نهر، دژ و چندین موضع هلالی پی در پی، که بر توانایی دشمن برای مقابله و دفاع می افزود.

پنجمین خط پدافندی آنها، در پشت نهر جاسم قرار داشت. ضمن آن که در حد فاصل خط چهارم و پنجم، قرارگاه دشمن، خصوصا قرارگاه تاکتیکی سپاه سوم (مقر فرماندهی لشکر۱۱)، دارای مواضع مستحکمی بود و پدافند مستقل داشت. پس از خط جاسم تا کانال زوجی، مرکز توپخانه، لجستیک و عقبه لشکر ۱۱ قرار گرفته بود و خط های دفاعی ششم و هفتم دشمن شامل کانال زوجی و مثلثی های غرب کانال زوجی بود. در منطقه شلمچه، دشمن زمین را به شکل پنج ضلعی درآورده بود. که از استحکامات بسیار پیچیده ای بر خوردار بود.

با تمام این اوصاف، تصمیم گرفته شد تا دز کمترین زمان ممکن، عملیات بزرگی صورت بگیرد تا جشن بزرگ صدام و بازیهای تبلیغاتی که با سفر به مکه و طواف خانه خدا راه انداخته بود و خود را ناجی اعراب نامیده بود به کام او و حامیانش تلخ شود.

مرحله تصمیم گیری وشناسایی برای این عملیات فقط در ۱۵ روز انجام گرفت. ۱۵ روز برای شناسایی جهت انجام چنین عملیات بزرگی در محاسبات نظامی نمی گنجید، آنهم توسط ارتشی شکست خورده.

آمادگی عقبه ها کمک بزرگی به فرماندهان کرد و جابجایی نیرو هم نیاز نبود.  این عملیات در ۱۹ دی ۶۵ با رمز یازهرا آغاز شد و یکی از حساسترین و سخت ترین محورهای عملیات یعنی عبور از مانع بزرگ آب به عمق بیش از دو متر که پر از مین، سیم خاردار و میله های آهنی بود  و همچنین تصرف خطوط شرق کانال ماهی و نیز عبور از کانال ماهی و ادامه عملیات بسمت بصره به نیروهای لشکر ویژه ۲۵ کربلا سپرده شد.

لشکر ویژه ۲۵ کربلا با جسارت و شجاعتی که الهام گرفته از مکتب عاشورای حسینی بود، در شب اول عملیات از معبر بسیار سخت آب عبور کرد و خطوط دفاعی شرق کانال ماهی را بتصرف درآورد و صبح فردا نیز غرب کانال ماهی را فتح کرد. با وجود حجم انبوه آتش دشمن، رزمندگان لشکر۲۵ مقاومت جانانه ای برای غرب کانال ماهی کردند. چراکه غرب کانال ماهی موقیت بسیار استراتژیکی محسوب میشد و اگر حفظ نمیشد کل عملیات به مخاطره می افتاد.  پشتیبانی از نیروها هم فقط توسط یک پل روی کانال ماهی انجام می گرفت که بشدت زیر آتش بعثی ها بود.

سرعت عمل بسیار بالا، بهره گیری از حداقل زمان، هنر فرماندهان در تصمیم گری دقیق و هوشمندانه و نیز خلاقیت و انعطاف پذیری بالا در تصمیم گیری، آگاهی کامل از وضعیت نیروها، استفاده از تجربه های عملیاتهای گذشته و نیز از جان گذشتگی و انگیزه بالای رزمندگان لشکر ویژه ۲۵ کربلا از عوامل مهم پیروزی در این عملیات بود. و بار دیگر هوش  و خلاقیت، شجاعت و روحیه شهادت طلبی نیروهای رزمنده سپاه و بسیج به رخ قدرتهای جهانی کشیده شد.

ارتش بعث بشدت احساس خطر کرده بود و موجودیت خود را در خطر می دید چرا که عملیات روبروی بصره بود و موجودیت عراق به مخاطره افتاده بود لذا با تمام توان و امکانات خود وارد عرصه شد و هر آنچه داشت به منطقه آورد و در مقابل، سپاه و بسیج هم با تمام امکانات نظامی محدود خود وارد نبرد شدند.  ۱۳۰ یگان ارتش بعث در برابر کمتر از ۳۰ یگان رزمندگان اسلام قرار گرفت. اما نیروهای ما با استعانت و توکل به خدا و بهره گیری از روحیه شهادت طلبی برگرفته از عاشورای امام حسین(ع) تا آخرین قطره خونشان در برابر ماشین جنگی دشمن ایستادگی و پیشروی کردند. ارتش عراق حجم وسیعی از هواپیماهای پیشرفته، میگ، هلی کوپتر، موشکهای زمین به زمین و تانکهای فراوان تمام منطقه را به زیر آتش گرفته بود.

گارد ریاست‌ جمهوری‌ عراق با فرماندهی‌ صدام‌ به‌ منطقه‌ اعزام‌ می‌شود و بی‌ درنگ‌ پاتک‌های‌ سنگین‌ خود را آغاز می‌کند.

منطقه شلمچه پر از دود و آتش شده بود. هیچ شیئی سالم بر روی زمین باقی نمی ماند. گازهای شیمیایی که در هوا پیچیده بود تنفس را بشدت دچار مشکل کرده بود. چشمها بشدت می سوخت. درگیری ها وجب به وجب بود. اجساد کشته ها بحدی زیاد بود که نیروهای ما از روی اجساد عراقی عبور می کردند و به جلو می رفتند.

سمت راست-سردار شهید خیرالله نانواکناری

عبور سردار نانواکناری از پیکر خونین برادر شهیدش

از صحنه های عجیب و بیادماندنی این عملیات عبور سردار نانواکناری از کنار جنازه برادر شهیدش؛ خیرالله نانواکناری بود. سردار نانواکناری از فرماندهای شجاع یکی از گردان های لشکر ویژه ۲۵ کربلا وقتی که برای کمک و پشتیبانی از نیروها به طرف ما می آمد، لحظاتی قبل از رسیدن به کانال ماهی، برادر معلمش  که در کنار ما می جنگید، بشهادت رسید. برای اینکه در آن لحظات حساس، سردار نانواکناری پیکر برادرش را که غرق خون بود نبیند به نیروها دستور دادیم روی شهید را با پارچه ای بپوشانند. اما قبل از اقدام نیروها، سردار نانواکناری با نیروهایش که بسیاری از آنها در راه بشهادت رسیده بودند، به کانال رسیدند و وی در همان حالت حرکت، نگاهش به پیکر خونین برادرش افتاد که در کانال افتاده، اما این سردار دلاور بدون اینکه کوچکترین مکثی کند به راه خود ادامه داد و به جلو رفت. صحنه ای که نشان دهنده ایثار و از خودگذشتگی فرماندهان و رزمندگان خط شکن لشکر ویژه ۲۵ کربلا است که برگرفته از نهضت عاشورایی امام حسین (ع) بود. این روحیه ایثار، ازخودگذشتگی و شهادت طلبی مثالزدنی رزمندگان ۲۵ کربلا بود که باعث شد از سوی فرماندهان کل، به لشکر ویژه نام بگیرد.

حاج حسین بصیر: به نام پنج تن آل عبا ، پنج نفر بلند شوند

درگیری ها بشدت اوج گرفته بود. در صحنه ای بیش از ۵۰۰ تانک دشمن برابر لشکر در غرب کانال ماهی آرایش گرفته بودند و همزمان هلی کوپترها هم برای اولین بار در طی جنگ، نیروهای خط مقدم را بمباران می کردند.  در صحنه ای تعدادی از تانک ها قصد دور زدن کانال و غافلگیری نیروها را داشتند که حاج بصیر ناگهان از جای خود بلند شد و گفت: به نام پنج تن آل عبا، ۵ نفر بلند شوند و به طرف تانکها بروند و آنها را منهدم کنند. بجای ۵ نفر، برادر هادی بصیر، یحیی خاکی و بیش از ۱۵ نفر دیگر بلند شدند و به نبرد تن با تانک رفتند و عاشورائی جنگیدند و حتی اسیر هم گرفتند.

شهید اصغر بصیر  و یحیی خاکی

با اینکه ما در محاصره کامل بودیم، عراقی ها توده ای وار نیرو وارد می کردند تا غرب کانال ماهی را پس بگیرند. تانک ها، هواپیماها و آتش توپخانه دشمن، خارج از کانال را با انبوه آتش خود، شخم زده بود. بچه های ما که مهماتشان رو به تمام شدن بود، سعی می کردند مهمات کمتری مصرف کنند. این در حالی بود که اگر سرت را از کانال بلند می کردی، بجای گلوله، تیر مستقیم تانک به تو اصابت می کرد.

آخرین خواسته دیده بان شهید در لحظه شهادت

خاطره جانسوز و البته زیبای دیگر از آن لحظات اینکه: بیرون از کانال، دو دیده بان داشتیم که آتش خمپاره های ما را به سمت نیروهای دشمن هدایت می کردند. یکی از این برادران، رزمنده ی معلمی بود به نام سید حمید هاشمی که از روستای سنگتراشان ساری به منطقه اعزام شده بود. برای اینکه دید تانکهای عراقی از آرپیچی زن های ما کور شود، همراه با یکی از برادارن که طلبه بود نزد آنها رفتیم و گفتیم لوله ها و موانع را را ببرید جلوی تانکها تا مانع دید آنها شوند که رزمندگان راحت تر تانکها را بزنند. بعد از توجیه آنها در هنگام برگشت به کانال، طلبه ای که همراه من بود کاغذی را به من داد که دیده بان سید هاشمی در همان لحظاتی که ما کنار آنها بودیم و در میان آتش شدید دشمن، روی یک تکه کاغذ نوشته بود: «سلام ما را به امام برسانید. به امام بگوئید ای کاش بعد از شهادت مان و هنگام دفن جنازه ما، مقداری از خاک زیر نعلینش را بر چهره ی خونین مان می پاشیدند تا در روز قیامت افتخارمان این باشد که خاک پای امام هستیم.» لحظاتی از خواندن این نامه نگذشته بود که با تیر مستقیم تانک ، این دیده بان عزیز،  نصف  چهره اش از بین رفت و به شهادت رسید.

نکته خاطره انگیز دیگر اینکه؛ فکر می کردیم دیده بان دیگری که در کنار شهید هاشمی بود هم بشهادت رسید. اما چند سال قبل که در یادواره شهدایی در بابلسر این خاطره را تعریف می کردم ، این برادر رزمنده که الان جانباز ۷۰ درصد به بالاست، از میان جمعیت بلند شد و گفت: دیده بان دوم من بودم. این جانباز عزیز تعریف کرد « بعد از شهادت سید حمید هاشمی، من نیز بشدت مجروح شدم و همه گمان کردند که بشهادت رسیدم. لذا من را به سردخانه منتقل کردند. اما در آنجا به هوش آمدم» .

بعد از ۱۵ روز نبرد شبانه روزی و پاتکهای متعدد دشمن، پیشروی نیروها متوقف شد. کمبود یگان پیاده و محدودیتهای آتش توپخانه و نیز نیروی زرهی دشمن مانع از ادامه پیشروی ها بود.

از ۱۳۰ یگان عراق، ۵۵ تیپ صددرصد منهدم شدند، ۶۷ تیپ بیش از پنجاه درصد نابود شد و بقیه هم از ده الی سی درصد منهدم شدند. ۸۷۰ تانک دشمن، ۲۵۰ قبضه  قبضه توپ صحرایی و ضدهوایی، ۱۵۰۰ دستگاه خودرو، بیش از ۸۰ فروند هواپیما، ۷۰۰ تانک و نفربر و صدها قبضه انواع ادوات نیمه سنگین منهدم شدند و ارتش بعث بیش از چهل هزار نفر کشته و زخمی داد.

دستاورد کربلای ۵ را میتوان با عملیاتهای فتح المبین و بیت المقدس مقایسه کرد. بار دیگر موازنه نیروها بنحو بسیار تعیین کننده ای به نفع جمهوری اسلامی ایران تغییر پیدا کرد. بویژه در منطقه و در سطح بین المللی و ابتکار عمل و مقاومت رزمندگان اسلام ارتش کفر را بشدت متزلزل کرد و زنگ خطر سقوط رژیم عراق بصدا درآمد.

حامیان صدام بعد از عملیات کربلای ۵ بکلی از صدام ناامید شدند و تلاش های بین المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافته و به تصویب قطع نامه ۵۹۸، که در آن برای اولین بار تا حدودی نظریات جمهوری اسلامی ایران لحاظ شده بود، در شورای امنیت سازمان ملل انجامید.

و اما در پایان این روایت باید گفت: انتخاب لشکر خط شکن ۲۵ کربلا به عنوان لشکر ویژه، یعنی ویژه و برجسته بودن مردم مازندران در دفاع از عزت و شرافت دینی و ملی خود و آرمانهای انقلاب اسلامی و همچنین تبعیت محض از ولایت ، که این برگرفته از آموزه های عاشورایی مردم سرزمین علویان است.

از چپ ؛ شهید منصور نبوی، سردار حاج کمیل ، سردار نانوا کناری، شهید زمان شاهینی و جانباز امانی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>