خانه » اخبار » آمریکا نمی‌خواهد داعش را نابود کند/ قاسم سلیمانی داعش را متوقف کرد/برادران ایرانی نقش فرماندهی را در عراق بر عهده گرفته اند

آمریکا نمی‌خواهد داعش را نابود کند/ قاسم سلیمانی داعش را متوقف کرد/برادران ایرانی نقش فرماندهی را در عراق بر عهده گرفته اند

سید حسن نصرالله دبیرکل جنبش مقاومت حزب الله لبنان

سید حسن نصرالله دبیرکل جنبش مقاومت حزب الله لبنان گفت داعش را خود عراقیها با کمک ایران که نقش برجسته ، مشورتی و تدارکاتی دارد متوقف کردند.

به گزارش «انتخاب»، سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در گفتگوی اختصاصی با شبکه المیادین در پاسخ به اینکه خطرناکترین اقدامی که در دوره گذشته اسرائیل علیه حزب الله یا لبنان انجام داده است چه بود، گفت :« سال گذشته نقض خطرناکی به این معنا صورت نگرفت البته در خصوص لبنان. آنچه به حاکمیت لبنان مربوط می شود نقضهایی توسط اسرائیل صورت گرفت که به صورت روتین انجام می شود مانند نقض حریم هوایی یا در برخی موارد عبور از حصار مرزی و در برخی از نقضهای زمینی نیز درگیری صورت گرفت و به آن پاسخ داده شد. در گلوله بارانی که در مرز لبنان با سوریه در منطقه جلطا صورت گرفت به آن پاسخ داده شد، به اقدام در عدلون نیز پاسخ داده شد. یعنی در خصوص لبنان از نظر نقضهای نظامی خاک لبنان باید گفت چیز متفاوتی از سالهای گذشته صورت نگرفت و حادثه جدی رخ نداد. روشن است که اسرائیل بر اساس محاسبات خود عمل می کند که این در خصوص بازدارندگی نهایی واضح است و حالت بازدارندگی در دو طرف مرز وجود دارد و هیچ کس نمی تواند این را انکار کند. یعنی مقاومت اگر بخواهد با اسرائیل درگیر شود این را مدنظر قرار می دهد که اسرائیل ارتش قدرتمندی دارد و همچنین اسرائیل نیز اگر بخواهد کاری در خصوص لبنان انجام دهد این را مدنظر قرار می دهد که مقاومتی قدرتمند و مقتدر وجود دارد.»

مجری گفت : آنچه امروز اسرائیل باید به عنوان تهدید یا پیام روشن دریافت کند این است که حزب الله امروز در آمادگی کامل قرار دارد یا فراتر از آن تمام تسلیحات ممکن را در اختیار دارد.

نصرالله گفت :« در هر حال بر اساس اطلاعاتی که رهبران و مسئولان حزب الله دارند آنها این مسئله را به خوبی می دانند و این را هم مدنظر قرار می دهند. ما از رفتار اسرائیلیها می فهمیم که آنها این قدرت حزب الله را مدنظر قرار می دهند. بله در خارج از مرزهای لبنان ، اسرائیل اقدامات بسیار خطرناکی انجام داده است. بمباران مکرری که علیه اهداف مختلفی در سوریه انجام شده است نقض بزرگی به شمار می آید و ما هرگونه حمله به هر هدفی در سوریه را حمله به کل محور مقاومت می دانیم یعنی این تنها حمله به سوریه نیست بلکه حمله به کل محور مقاومت است.»

مجری پرسید : با توجه به اینکه حمله اسرائیل در سوریه را حمله به کل محور مقاومت می دانید آیا این به معنای این است که اگر محور مقاومت تصمیم بگیرد به این حملات پاسخ خواهد داد؟

نصرالله گفت :« بله ممکن است تصمیمی در این خصوص اتخاذ شود و احتمال آن وجود دارد. هیچ کس متعهد نشده است که حملات در سوریه بدون پاسخ خواهد ماند. هیچ کس چنین تعهدی به هیچ کس نداده است و این تنها حق سوریه نیست بلکه حق کل محور مقاومت است اما چه زمانی به این حق خود عمل خواهیم کرد این تحت شرایط و اوضاع موجود است که باید مدنظر قرار بگیرد. این گزینه ای مطرح است و شاید در هر زمانی چنین تصمیمی گرفته شود. نقض دیگری که در مثلث مرز لبنان ، سوریه و فلسطین صورت گرفت در منطقه شبعا و به طور کلی در منطقه قنیطره رخ داد که خطری بزرگ است و همواره در لبنان توسط دولت لبنان ، ارتش لبنان ، دستگاههای امنیتی و مقاومت این هوشیاری و مراقبت وجود دارد که از جمله طرحهای اسرائیل این است که برخی گروههای مسلح موجود در منطقه قنیطره را به طرف اجرای حملاتی در لبنان سوق دهد تا مقاومت را نیز به این گروهها مشغول کند. این واقعیتی است که وجود دارد اما تا این لحظه ما از فرضیه تهدید صحبت می کنیم و چنین نقضی هنوز صورت نگرفته است یعنی این گروههای مسلح موجود در منطقه قنیطره هیچ حمله ای را در خاک لبنان انجام نداده اند که نیاز به اتخاذ موضع یا پاسخ باشد یا این تهدید عملی شده باشد. تا کنون تنها فرضیه بوده است.»

مجری پرسید : در چارچوب جنگ روانی یا جنگ موازنه قدرت بازدارندگی ، شما چند سال پیش پیام روشنی به اسرائیل دادید که اگر شما یک ساختمان ما را هدف قرار دهید ما ساختمانهای شما را هدف قرار خواهیم داد و اگر فرودگاه بیروت را هدف قرار دهید ما فرودگاه بن گوریون را هدف قرار می دهیم ، آیا شما چیزی به این تعهدات خود اضافه کرده اید؟

نصرالله پاسخ داد :« ما نیازی به صحبت کردن از افزایش نداریم ، آنچه گفتیم با تاکید بر توانمندیهای کمی و کیفی که داریم برای بازدارندگی کافی است.»

مجری پرسید : شما گفتید اسرائیل می داند که حزب الله توان وارد شدن به الجلیل را دارد و امروز اسرائیل مراقب است که نیروهای شما در سوریه به این کار اقدام نکنند ، آیا این نشان می دهد شما به دفاع از لبنان تنها با موشک بسنده نخواهید کرد؟

سید حسن نصرالله گفت :« بله مسئله الجلیل فرضیه ای است که ما آن را به طور کامل مدنظر قرار می دهیم و اسرائیل نیز طبیعتا آن را به صورت جدی در نظر می گیرد. این احتمالی جدی است که شاید به آن متوسل شویم ، شاید مجبور به چنین اقدامی نباشیم اما شاید به چنین اقدامی دست بزنیم. اگر به خاطر داشته باشید چند سال پیش زمانی که ایهود باراک وزیر جنگ رژیم دشمن بود در بازدید از مرز به ارتش اسرائیل گفت آماده روزی باشید که رهبران اسرائیل از شما بخواهند به لبنان بازگردید. من نیز چند روز پس از این اظهارات به مجاهدان مقاومت گفتم آماده روزی باشید که شاید رهبران مقاومت از شما بخواهند الجلیل را آزاد کنید. با علم به اینکه از کلمه شاید استفاده کردم به این معنی که شاید خواسته شود و شاید خواسته نشود. اما اسرائیل که تجربه زیادی بین ما و آنها وجود دارد به خوبی می داند که آنچه گفته می شود احتمالی جدی است و تنها یک فرضیه نیست و با این مسئله از زمان بیان کردن این سخنم تا امروز با درنظر گرفتن این احتمال رفتار کرده است. ما نیز در این خصوص مراقب هستیم و هوشیاریم. یعنی در نهایت همه آن چه که ممکن است به انجام آن مجبور شویم در هر جنگی که در آینده رخ می دهد ، البته به دنبال آن نیستیم و چنین چیزی را نمی خواهیم اما اگر چنین جنگی رخ دهد ، همه آن چه را که برای پیروزی در جنگ آینده به آن نیاز داریم باید به دست بیاوریم و در این خصوص باید آماده باشیم ، طرفهای نظامی در مقاومت باید آماده باشند. زمانی که می گوییم شاید رهبران مقاومت از شما بخواهند که وارد الجلیل شوید یعنی مقاومت باید برای ورود به الجلیل آماده باشد حتی تا دورتر از الجلیل. این مسئله ای است که مقاومت امروز باید برای آن آماده باشد.»

نصرالله در پاسخ به اینکه آیا امروز برای چنین چیزی آمادگی دارید یا این آمادگی را فردا به دست خواهید آورد ، گفت :« این مسئله در روز جنگ مشخص خواهد شد و نباید خود را امروز به چیزی ملزم کنیم اما اینکه در صورتی که چنین جنگی رخ دهد آیا مقاومت خود را برای ورود به الجلیل آماده کرده است یا نه ، باید بگویم بله. مقاومت با افسران ، نیروها ، امکانات و توانمندیهای خود آماده ورود به الجلیل است. مقاومت آماده است جنگ را نه فقط از طریق موشک بلکه از طریق جنگ میدانی به خاک دشمن بکشاند اما اینکه در زمان جنگ چنین کاری را خواهیم کرد یا نه ، پاسخ به این را به زمان جنگ موکول می کنیم.»

مجری پرسید : اسرائیلیها معتقدند درست است که ایران در صدر کل محور مقاومت قرار دارد اما تهدید واقعی میدانی از طریق حزب الله است ، آیا منظور شما از فراتر از الجلیل این است که در جنگ زمینی به دورتر از الجلیل خواهید رفت یا از طریق موشک؟

نصرالله گفت :« بله به نقاط دورتر از الجلیل خواهیم رفت ، ما با مسائل کاملا جدی برخورد می کنیم. همه جهان به مسائلی سرگرم هستند و طبیعتا ما نیز به لبنان و سوریه مشغول هستیم و شاید به نقاط دیگر نیز مشغول شویم اما این به معنای این است که اولویت قاطع و جدی برای حزب الله و مقاومت ، آمادگی برای مقابله با اسرائیل است ، این بر هر چیز دیگری اولویت دارد. ممکن است لبنان به مسائل مختلفی بپردازد اما این مسئله دیگری است ، خارج از چارچوبهای سیاسی و اجتماعی و منازعات موجود بین لبنانیها و درگیریهای رسانه ای و سیاسی و گفتگوها و دیگر مسائل ، مسئله دیگری وجود دارد و آن این است که مقاومت روز و شب تلاش می کند تا در بالاترین سطح آمادگی برای دستیابی به بزرگترین پیروزی ممکن در صورت حمله جدید به لبنان باشد. به شما اطمینان می دهم که در لبنان مردانی هستند که شب و روز تنها به مسئله ای که مربوط به آنها است می پردازند و هیچ مشغولیت دیگری ندارند نه به سوریه و نه به هیچ مکان دیگر و نه حتی به داخل لبنان. آنها روز و شب در خواب و بیداری تنها مشغول مقاومت و آمادگی برای مقابله با اسرائیل هستند. چنین گروهی در حزب الله وجود دارد که گروه بزرگی است و در سطح بالایی از شایستگی و تجربه قرار دارند که روز و شب تلاش می کنند.»

مجری پرسید : یک فرمانده نظامی اخیرا در تهران گفته است با وجود اینکه اسرائیل محموله های شما را در سوریه هدف قرار داد اما موشکهای فتح ۱۱۰ به دست شما رسیده است؟

نصرالله گفت :« از مدتها قبل رسیده بود، ما این نوع موشک را حتی در سال دو هزار و شش نیز در اختیار داشتیم و چیز تازه ای نیست. مقاومت از این مرحله عبور کرده است یعنی مرحله ای که چیزی داشته باشد. ما درحال حاضر نه می خواهیم چیزی بخریم و نه می خواهیم چیزی را به طرف خود منتقل کنیم. آنچه مقاومت در لبنان عملا در اختیار دارد انشا الله این توان را به آن می دهد تا بتواند با هر جنگی که در ذهن اسرائیل باشد مقابله کند.»

وی در پاسخ به اینکه حملات اسرائیل در سوریه هیچ آسیبی به شما نزد، گفت :« از نظر قدرت و توانمندی نه. هر کاری که انجام شود و هر اقدام این چنینی اگر خسارت وارد کند تنها بر افزایش تاثیر می گذارد و بر توانمندی ما اثر نخواهد گذاشت.»

مجری گفت : پاسخ روشنی بدهید ، هوایی ، دریایی یا زمینی به فراتر از الجلیل خواهید رفت؟ چرا که این سخن شما تنها به اسرائیل و تنها به طرفداران شما مربوط نیست بلکه به افکار عمومی عربی نیز مربوط می شود چرا که همانطور که می دانید بخشی از افکار عمومی عربی در سالهای اخیر می گوید حزب الله امروز دیگر حزب مقاومت و برای مقابله با اسرائیل نیست بلکه به مسائل دیگر مشغول است و نمی تواند با اسرائیل مقابله کند برای همین می خواهم پاسخ روشن و دقیقی به دست بیاورم.

نصرالله گفت :« من می توانم به شما اطمینان دهم که آنچه تاکنون رخ داده است حتی برای افزایش قدرت مقاومت نیز تاثیر نداشته و نخواهد داشت. این کافی و واضح است.»

مجری گفت : اما شما را در سوریه هدف قرار دادند یعنی هربار اسرائیل با اطمینان می گوید که شما را در سوریه هدف قرار داده است؟

نصرالله پاسخ داد :« بله در سوریه ما و ارتش سوریه هدف قرار گرفته ایم.»

دبیرکل حزب الله لبنان با اشاره به بازداشت نفوذی رژیم صهیونیستی گفت نفوذ جاسوس در ساختار حزب الله نباید اتفاق بیفتد اما به هر جهت امری تعجب برانگیز نیست بلکه در چارچوب جنگ با اسراییل قرار دارد.

مجری شبکه المیادین در ادامه گفتگوی اختصاصی با سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در مورد نفوذ امنیتی اسراییل از جمله جاسوس این رژیم که گفته شد از رهبران حزب الله بوده است، پرسید و گفت شما در این مورد سکوت کردید اما می خواهم در این مورد بیشتر بدانیم.

نصرالله پاسخ داد: شناسایی یکی از افراد که مسوولیت بر عهده داشت و دستگاه جاسوسی آمریکا در ابتدا و سپس اسراییل وی را به استخدام درآورده بود، مساله ای قطعی است و رخ داده است. اما ما عادت نداریم که دایما در رسانه ها حاضر شویم و مسایل و تحولات را شرح دهیم و بیانیه صادر کنیم. اما در لبنان و خارج از آن مبالغه های زیادی در این خصوص صورت گرفت. مثلا گفته شد که این شخص، مسوول محافظت از دبیرکل بوده و این در حالی بود که این فرد هیچگاه مسوول حفاظت از من نبوده است. یا گفتند که او مسوول واحد موشکی حزب الله بوده و این در حالی است که او هیچ گاه تا نزدیک یکی از واحدهای موشکی حزب الله نرفته بود. یا گفته شد او با ترور شهید حاج عماد مغنیه یا حاج حسن اللقیص در ارتباط بوده، این شخص هیچ ارتباطی با بنیان های نظامی مقاومت نداشته است. اینکه او هیچ اطلاعی در مورد اینکه موشک های مقاومت کجا مستقرند، انبار مهمات حزب الله کجاست و یا امکانات و طرحهای نظامی حزب الله چه هستند نداشت. این مسایل از جمله مبالغه های صورت گرفته بود. او نه مسوول واحدی بود و نه معاون مسوول واحد. او در یکی از واحدهای امنیتی حساس بود. ما از گذشته چنین تقسیم بندی داشتیم که یک نفر مسوول واحد است و در زیر آن چندین مسوول قسمت وجود دارد، این فرد مسوول یکی از این قسمت ها بود. این مساله هم که او همکارانی داشته درست نیست و او تنها بوده است. ما متوجه شدیم که او نفوذی اسراییل است بنابر این وی را بازداشت کردیم و او اعتراف کرد و همه اطلاعات و میزان همکاری با اسراییلی ها را به ما داد. بعد از ۳۲ سال فعالیت حزب الله و تلاش های امنیتی بی وقفه و اساسی اسراییل و گسترش ساختار حزب الله و متنوع شدن زمینه های فعالیت آن از لحاظ کمی و کیفی ورود یک نفوذی طبیعی بود هر چند که ما آن را برای خود طبیعی محاسبه نمی کنیم و نباید اجازه دهیم که هیچ کس در هیچ مقامی نفوذی باشد. اما اگر چنین اتفاقی افتاد، این بخشی از جنگ میان ما و اسراییل است. مثل این است که ما در جنگ شهید می دهیم و برخی از نیروهایمان زخمی می شوند و یا برخی به اسارت دشمن در می آیند. در جنگ ما با اسراییل، این رژیم تلاش می کند در ما نفوذ کند و ما هم تلاش داریم که در این رژیم نفوذ کنیم. بنابر این چنین مسایلی دور از انتظار نیست. اینکه حزب الله در این مورد و در موارد دیگر افراد نفوذی را شناسایی کرده نشان می دهد که حزب الله هوشیار است. این افراد کسانی اند که در وهله اول هیچ کس حدس نمی زند که جاسوس باشند زیرا ظاهر متدین و جهادگر آنها و موقعیتشان این اجازه را نمی دهد. در برخی کشورها و احزاب دیده شده که جاسوسی در آنها نفوذ کرده و آنها را به تسلیم واداشته و آنها توان مقابله نداشته اند. مساله نفوذی ها در حزب الله برای ما مساله ای مهم و خطرناک است که آن را با دقت و حساسیت بررسی می کنیم و اصرار داریم که واکنشمان به چنین تعرضاتی شدید باشد. نکته جالب آنکه این افراد حتی در خانواده خود مورد سرزنش قرار می گیرند. نقطه قوت حزب الله این است که نفوذی ها و جاسوسان حتی خانه هایشان هم محل امنی برایشان نیست. اولین کسانی را که ما از این گونه مسایل مطلع می کنیم خانواده آنهاست. این شخص ماهها قبل یعنی از پنج ماه قبل بازداشت شده بود اما خبر آن اخیرا منتشر شد.

نصرالله در پاسخ به این سوال که آیا دستگاههای جاسوسی عرب هم در حزب الله نفوذ کرده اند، گفت: بی شک آنها هم مشغول هستند اما اینکه در داخل حزب الله نفوذ کرده باشند خیر. آنها برای نفوذ تلاش می کنند اما تاکنون چیزی در خصوص نفوذ آنها کشف نشده است. اینکه کسی از جاسوسان دستگاههای جاسوسی عربی وارد حزب الله شده باشد وجود نداشته اما اینکه تلاش کنند به رهبران حزب الله نزدیک شوند وجود داشته و کشف شده است. اینکه برخی از جاسوسان عرب در ضاحیه جنوبی بیروت در تلاش برای جاسوسی باشند بعید نیست. در این منطقه لبنانی، سوری، اردنی، فلسطینی، مصری، سودانی و شمار زیادی از اتباع کشورهای دیگر وجود دارند و هر دستگاه جاسوسی می تواند در آنجا کار کند و این افراد را به استخدام خود درآورد.

مجری المیادین در ادامه گفت رییس مجلس شورای اسلامی ایران اخیرا اعلام کرد که برخی کشورهای عرب اطلاعاتی را در زمان جنگ ۲۰۰۶ در مورد حزب الله به دشمن داده اند، آیا این صحیح است؟

نصرالله پاسخ داد: بله صحیح است و پس از سال ۲۰۰۶ این مساله برای ما روشن شد که برخی از دستگاههای جاسوسی عرب در خلال جنگ، اطلاعاتی را از حزب الله به دست آوردند و آن را در اختیار اسراییل گذاشتند. این امری عجیب نیست. برخی از دستگاههای جاسوسی عربی و حتی برخی دولتهای عرب برای اسراییل فعالیت می کنند.

مجری المیادین از سید حسن نصرالله در خصوص ارتباط گروههای مسلح معارض سوریه با اسراییل سوال کرد که نصرالله گفت: ارتباط میان گروههای مسلح و اسراییلیها در منطقه قنیطره کاملا آشکار است که معالجه زخمی ها نتیجه این ارتباط است. اسراییل اعلام کرد که ۱۲۰۰ زخمی از گروههای مسلح سوریه را مداوا کرده است. آنها همه گونه ارتباطی با یکدیگر دارند حتی از طریف بی سیم. در میدان هم دیده شده که حملات اسراییل به برخی پایگاههای ارتش سوریه در این منطقه بخشی از طرح حمله گروههای مسلح بوده است. اسراییل بارها پایگاههای ارتش سوریه را با بهانه و یا بدون بهانه تراشی هدف قرار داده و پس از آن گروههای مسلح به آن مکان حمله کرده و منطقه را تحت کنترل درآورده اند. در واقع اسراییل در این منطقه نقش پشتیبان هوایی گروههای مسلح را داشته است.

سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در ادامه گفتگوی اختصاصی با شبکه المیادین در پاسخ به اینکه گروههای مخالف مسلح سوری با اسرائیل به ویژه در منطقه جولان همکاری می کنند و اسرائیل نیز حزب الله را متهم کرده است در جولان دست به اقدام می زند ، موضع حزب الله درباره جولان چیست ، گفت :« آنچه تاکنون در جولان صورت گرفته است مقاومتی سوری توسط ساکنان آن است. هیچ تشکیلاتی از حزب الله در جولان وجود ندارد که بخواهد به اقداماتی در راستای مقاومت دست بزند. من بارها اعلام کرده ام که ما برای حمایت و کمک آمادگی داریم. هیچگاه مطرح نکرده ایم که حزب الله در منطقه جولان اقدام کند. آنچه مطرح شده و منطقی و طبیعی است این است که سوریها خودشان مقاومت کنند که رئیس بشار اسد نیز اعلام کرد اجازه می دهد سوریها خودشان مقاومت مردمی از این نوع داشته باشند. ما به پشتیبانی یا کمک ، آموزش یا برطرف کردن برخی نیازها برای مقاومت آنها یا گروههای مقاومتی از این نوع اقدام می کنیم و درست نیست که گفته شود آنچه در جولان وجود دارد مقاومت حزب الله است و حزب الله در جولان اقدام می کند.»

نصرالله در پاسخ به اینکه منازعه بین شما و اسرائیل در سال دو هزار و پانزده به کجا خواهد رسید ، گفت :« آنچه وجود خواهد داشت با سال دو هزار و چهارده متفاوت خواهد بود و نزدیک بودن یا رخ دادن چیزی بعید به نظر می رسد چرا که این مسئله به ساختار و ماهیت اسرائیل مربوط نمی شود بلکه به مسئله دیگری مربوط می شود مثلا اسرائیل را در جنگ ۳۳ روزه و به ویژه پس از جنگهای غزه و جنگ اخیر در غزه ببینید ، اسرائیلیها در خصوص عملکردشان در جنگ غزه اختلاف نظر دارند. از دیدگاه ما آنچه در جنگ غزه رخ داد شکست فاجعه بار نظامی اسرائیلیها بود ، درست است که آنها خانه ها را ویران کردند و بسیاری را کشتند اما متحمل شکست نظامی شدند و پیروزی نظامی برای مقاومت بود. اگر بخواهیم عملکرد ارتش اسرائیل را در جنگ اخیر غزه بررسی کنیم می بینیم که آنها می گویند از همه درسهای گذشته خود مانند جنگ ۳۳ روزه و غیره استفاده کرده اند اما پس از آن در غزه شکست می خورند که این شکستی فاجعه بار است. این مسئله نشان می دهد ارتش اسرائیل برای جنگ بر ضد لبنان آماده نیست. اسرائیل درمورد جنگ ضد لبنان چه می گوید؟ می گوید ما به جنگی خواهیم رفت که پیروزی بخش ، سرنوشت ساز و روشن و صریح باشد ، آیا اسرائیل در اوضاع کنونی خود و با توجه به توانمندی و قدرت مقاومت در لبنان اگر با لبنان وارد جنگ شود آیا می تواند پیروزی سریع ، قاطع و سرنوشت ساز و واضح به دست آورد؟ من به شما می گویم نه ، قطعا نه. اسرائیل قادر به چنین کاری نیست. اسرائیل مشکل اساسی دارد که نه به جنگ غزه و نه جنگ ۳۳ روزه برمی گردد بلکه در طرز فکر ، تصمیم و اراده خود مشکل دارد.»

وی در پاسخ به اینکه آیا اسرائیل درحال حاضر ضعیفتر از جنگ ۳۳ روزه است ، گفت :« به نظر من ضعیفتر است ، با وجود همه اقداماتی که اسرائیل در هشت سال گذشته انجام داده است باید می توانست در غزه به پیروزی نظامی دست پیدا کند و چنین ارتش بزرگی که از همه نیروهای خود استفاده کرد باید می توانست در غزه به موفقیت برسد اما نه تنها به پیروزی نرسید بلکه برعکس با وجود همه حملات هوایی و بمبارانها نتوانست شلیک موشکها را از غزه حتی تا آخرین لحظه متوقف کند در حالی که شرایط غزه بسیار بدتر از شرایط لبنان است. در اقدام میدانی نیز نوک حمله ارتش اسرائیل که لشکر گولانی است مورد حمله شدیدی قرار گرفت و شکست خورد و در نهایت اسرائیلیها از مرزهای نوار غزه عقب نشینی کردند. این اسرائیل پس از گذشت هشت سال از جنگ ۳۳ روزه با آموزش و تجهیزات و رزمایشهایی که داشت در مقابله با نوار غزه شکست خورد آن هم شکستی فاجعه بار چه برسد به جنگ با لبنان که شرایط و توانمندی متفاوتی نسبت به غزه دارد البته به اراده انسانی اشاره نمی کنم چرا که آنها نیز اراده قوی و بسیار خوبی دارند. از نظر عرصه نبرد و از نظر امکانات ، لبنان با غزه تفاوت دارد و الی آخر. با توجه به این مسائل اسرائیل تا زمانی که برایش روشن نباشد که جنگ بر ضد لبنان پیروزی روشن و قاطعی برایش خواهد داشت دست به این اقدام نخواهد زد اگر به چنین جنگی وارد شود دیوانه است. من احتمال جنگ را رد نمی کنم چرا که ممکن است اسرائیل همین امشب تصمیم به جنگ بگیرد این مسئله همیشه مطرح است اما بر اساس احتمالات و اطلاعات و شرایط موجود چنین اقدامی را بعید می دانم.»

نصرالله در پاسخ به اینکه آیا فکر نمی کنید برای پیروزی انتخاباتی دست به جنگ بزنند ، گفت :« نه بر عکس هر دولت اسرائیلی هرگاه در فضای انتخابات وارد جنگ شد در انتخابات شکست خورد. پرز در سال نود و شش شکست خورد و پس از آن نتانیاهو آمد و همه معادلات را تغییر داد. من فکر نمی کنم حتی در صورت موفقیت انتخاباتی با لبنان وارد جنگ شوند یا حتی جنگ جدیدی را با غزه آغاز کنند. یک نکته دیگر را باید اضافه کنم این است که اسرائیل امروز می بیند همه جهان به نقطه دیگری مشغول هستند و توجهشان به طرف دیگری است برای همین وارد جنگ با لبنان نمی شود چرا که جنگ علیه لبنان با ایستادگی حزب الله ، مقاومت و لبنان همراه خواهد بود و معادلات را در جهان عرب و اسلام و در منطقه تغییر خواهد داد و روند حوادث کل منطقه را تغییر می دهد. به عنوان مثال تصور کنید جنگ شود ، یک یا دو موشک به تل آویو شلیک نمی شود بلکه موشکهایی شلیک می شود که همه شهرهای اسرائیل و مستعمرات اسرائیل را زیر و رو می کند و مواضع نظامی ، رسمی و دولتی اسرائیل به صورت دقیق مورد هدف قرار می گیرد ، در این صورت چه تاثیری در جهان عرب خواهد داشت یا چه تحولی در داخل فلسطین صورت می گیرد؟ به نظر شما به نفع اسرائیل است که اوضاع را به این سمت پیش ببرد یا نه منافعش این است که اولویت احساسی و فرهنگی و روانی که درحال حاضر بر همه ملتهای عربی حاکم است که همین بلای موجود در بیشتر کشورهای عربی است را باقی گذارد؟ اسرائیل تا زمانی که تضمین پیروزی واقعی را به دست نیاورد خود را درگیر جنگ نخواهد کرد و من چنین جنگی را هنوز بعید می دانم.»
نصرالله در پاسخ به اینکه آیا در جنگ اخیر غزه تماسی بین شما و گروههای مقاومت وجود داشت یا نه ، گفت :« بله ، اساسا تماس بین ما و آنها قطع نشده است نه پیش از جنگ و نه در خلال آن. حتی با گروههای سیاسی و حتی با شاخه های نظامی تماس داریم و در جنگ نیز این تماس وجود داشت.»

وی در پاسخ به اینکه شما به دنبال اصلاح محور مقاومت و مقابله هستید ، آیا حماس جزئی از این محور خواهد بود و روابط شما با آن خوب است ، گفت :« آنچه ما از دیدارهای آنها با ما و با برادران ایرانی دریافتیم این است که حماس اراده ای جدی برای بازسازی کامل این روابط دارد و این تصمیمی فردی در حماس نیست بلکه اراده ای در چارچوب رهبری و مرکزی در حماس در داخل و خارج است و الان حماس به این نقطه رسیده و تصمیم گرفته است که این روابط را به وضعیت گذشته با جمهوری اسلامی و با حزب الله بازگرداند. روشن است که حماس یک جنبش مقاومت است و ما نیز جنبشی مقاومت هستیم و ایران نیز کشوری است که به مقاومت کمک می کند و از جنبشهای مقاومت حمایت می کند ، بنابراین این روابط اصلاح می شود یا باید بگویم اصلاح شده است. یعنی می توانم ادعا کنم روابط دوجانبه تا سطح بسیار بالایی ترمیم شده است. اما در خصوص بازگشت حماس به محور مقاومت باید بگویم زمانی که از محور مقاومت شامل ایران ، سوریه و جنبشهای مقاومت صحبت می کنیم بازگشت حماس به این محور بدون درنظر گرفتن سوریه است ، این مسئله به دو طرف مربوط می شود یعنی به موضع و تصمیم حماس درباره سوریه و همچنین به موضع رهبران سوریه در خصوص این تحول. در این خصوص طبعا ما به راه حلی دست پیدا نکرده ایم یعنی برخی از مذاکرات تنها به مسائل دوجانبه بین ما متمرکز بود. اما اینکه در مذاکرات درباره سوریه به کجا می رسیم باید منتظر ماند و دید. عادی سازی روابط بین حماس و سوریه مورد بحث است و ما نمی توانیم در این خصوص عجله کنیم چرا که دشواریهایی از دو طرف در این خصوص وجود دارد یعنی حماس شرایط و دیدگاه خود را دارد و حتی اگر حماس بخواهد روابط خود را با نظام سوریه اصلاح کند رهبران سوریه نیز موضع خود را دارند که به نظر ما حل آن نیز مسئله آسانی نیست. در نتیجه تحولات و حوادثی که رخ داده است مشکلات زیادی به وجود آمده است اما در مذاکراتی که جریان دارد این مسئله هنوز مورد بحث قرار نگرفته است و در مرحله بعد به آن پرداخته می شود.»

نصرالله در پاسخ به اینکه آیا درست است که بگوییم روابط شما با گردانهای قسام خوب بود و تماس و همکاری بین شما وجود دارد اما با رهبران سیاسی چنین ارتباطی وجود ندارد ، آیا این گونه است ، گفت :« نه این گونه نیست حتی تا دو سال گذشته فاصله سیاسی مشخصی وجود داشت که بر روابط ما با قسام نیز تاثیر داشت و دیدارها و تماسهای ما و هیئتهایی که می آمد تحت تاثیر قرار گرفته بود اما این روابط در سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ مانند روابط سال ۲۰۱۱ یا سال ۲۰۱۲ نبود. یعنی نوعی کاهش در روابط وجود داشت اما هیچگاه قطع نشد و این ارتباط حتی با شاخه نظامی وجود دارد چه با ما و چه با برادران ایرانی.»

وی در پاسخ به اینکه آیا شما به دنبال روابط راهبردی با حماس هستید ، گفت :« بله این چنین است ، ما معتقدیم ما دشمنی داریم که دشمن امت اسلام است و اسرائیل تنها دشمن فلسطینیها و لبنانیها نیست بلکه دشمن کل امت اسلام است و خطری برای کل منطقه است. برخی این را می پذیرند و برخی نیز نادیده می گیرند اما در نهایت همه ما در یک جبهه قرار داریم ، به عنوان مثال پیامدهای جنگ ۳۳ روزه بر مسئله فلسطین و مردم فلسطین واضح است و هرگونه درگیری که در داخل فلسطین صورت بگیرد مانند جنگ اخیر غزه ، آثار راهبردی آن بر کل منازعات دشمن اسرائیلی در همه جبهه و از جمله جبهه لبنان واضح است. در نتیجه ما در مقابله با دشمن صهیونیستی به همکاری سیاسی ، رسانه ای ، نظامی ، امنیتی و تدارکاتی نیاز داریم تا بتوانیم در آینده به صورت همزمان در جبهه های مختلفی بجنگیم این نامش همکاری راهبردی و روابط راهبردی است که ممکن است روزی به آن دست پیدا کنیم. ممکن اسرائیل روزی چنین چیزی را به کل منطقه تحمیل کند یا ما خودمان چنین تصمیماتی اتخاذ کنیم که در جبهه های مختلف به صورت همزمان مبارزه کنیم. روابط راهبردی این است تماس بین ما تنها این نیست که بپرسیم حال شما چطور است ، نه چنین تماسی با همه وجود دارد و ممکن است با دشمن خودتان نیز چنین رابطه ای داشته باشید اما من از روابط راهبردی با همه گروههای مقاومت فلسطینی صحبت می کنم و مطمئنا در صدر آنها حماس و جهاد اسلامی قرار دارند چرا که آنها دو جنبش قوی و موثر در سرزمینهای فلسطینی هستند. اگر چنین تمایلی در کل منطقه برای چنین رابطه راهبردی وجود داشته باشد و هماهنگی و انسجام برقرار شود مطمئنا بسیار خوب خواهد بود اما اگر درباره مسائلی اختلاف پیدا کردیم حتی اگر محور مقاومت به چنین اختلافاتی دچار شود آیا به معنای این است که روابط پایان یافته است؟ به هیچ وجه چنین نیست.»

وی در پاسخ به اینکه آیا رهبران حماس برای چنین رابطه راهبردی آمادگی دارند ، گفت :« آنچه درحال حاضر برای بازسازی روابط وجود دارد برای همین و برای چنین سطحی از روابط است.»

مجری گفت : در این خصوص در ایران چه رخ داد؟ شما بدون تردید همه جزئیات را می دانید. اگر آنچه در ایران صورت گرفت یک تماس ساده نبود و برای منافع مالی و منافع دیگر نبوده است ، آیا می توان گفت روابطی بر اساس روابط راهبردی جدید بود که حماس بار دیگر آن را با ایران برقرار خواهد کرد؟

نصرالله گفت :« این چیزی است که می دانم و می فهمم و حماس چنین تصمیمی گرفته است. من قرار نیست امشب به نیابت از حماس صحبت کنم بهتر از خودشان بپرسید. اما درک من این است که حماس می خواهد این روابط را اصلاح کند و این بسیار طبیعی و منطقی است به ویژه پس از جنگ اخیر غزه. در این خصوص شاهدی وجود دارد ، چند هفته پیش تظاهراتی در غزه برگزار شد و سخنگوی رسمی گردانهای عزالدین قسام با حضور همه رهبران سیاسی و معروف حماس در نوار غزه متنی را قرائت کرد و یک سخنرانی بداهه نبود ، آشکارا این سخنان متوجه ایران بود. آیا این تنها نشان دهنده ازسرگیری تماسها بود یا چیزی فراتر از آن است؟ مطمئنا پیش از آنکه سخنگوی گردانهای قسام این متن را قرائت کند به اطلاع بقیه رهبران حماس رسیده بود.»

وی در پاسخ به اینکه آیا با دیگر گروههای مقاومت نیز ارتباط دارید و آنها را نیز تقویت و حمایت می کنید یا تنها به صورت مشخص به حماس و جهاد اسلامی اکتفا خواهید کرد ، گفت :« ما با همه گروههای مقاومت در فلسطین رابطه داریم و در آینده تلاش و زمان بیشتری را در این خصوص اختصاص خواهیم داد به ویژه شخص خودم که حوادث اخیر مرا خیلی مشغول کرده است ، و تلاش می کنیم تا روابط خود را با همه گروههای مقاومت در عرصه فلسطین تقویت و بیشتر کنیم و این به جهاد ، حماس و گروههای معروف محدود نمی شود. باید این را مدنظر قرار داد که ممکن است ما دوستان و همپیمانانی داشته باشیم و حتی کشورهایی باشند که بین ما و آنها دشمنی و موضع منفی وجود ندارد اما ملاحظاتی درباره این روابط داشته باشند یا آنها را ناراحت کند. سوریه این رابطه را درک می کند البته نمی خواهم از کشوری نام ببرم. ارزیابی دوستان ما در لبنان و جهان عرب از حماس با ارزیابی ما از حماس متفاوت است و همچنین برخی قدرتها و کشورها حماس را بخشی از اخوان المسلمین می دانند بنابراین موضع منفی بسیار متفاوتی درباره حماس دارند برای همین درک می کنم که ممکن است در برخی محافل این سوال پیش بیاید که حزب الله و حماس که موضع متفاوتی درخصوص سوریه و مسائل دیگر دارند چگونه با هم ارتباط دارند. برای همین ممکن است برخی از دوستان آنها از ارتباط آنها با ما ناراحت شوند و همچنین برخی از دوستان ما نیز از رابطه ما با آنها ناراضی باشند. اما چیزی که می گویم این است که باید یکدیگر را درک کنیم ، ما تمایل داریم روابط خود را با همه گروههای مقاومت فلسطینی که برابر دشمن صهیونیستی ایستاده اند حفظ و تقویت کنیم چرا که فلسطین مسئله مرکزی ما است و این چیزی است که درباره آن اتفاق نظر داریم و این اولویت ما است.»

وی در پاسخ به اینکه موضع شما درباره راس رهبری در حماس چیست ، گفت :« ما هیچ گاه در این خصوص اظهار نظر نکرده و نمی کنیم ، این مربوط به برادران در حماس است ، اینکه چه کسی نماد آنها باشد یا چه کسی رئیس دفتر سیاسی باشد این مربوط به آنها است. اگر شما بخواهید با حماس رابطه داشته باشید باید شرط بگذارید که فلانی باشد و فلانی نباشد؟ ما چنین چیزی را نه برای خودمان می پسندیم و نه برای حماس و نه برای غیر حماس.»

نصرالله در پاسخ به اینکه از بین گروههای مقاومت فلسطینی طرفی با مخالفان سوری بر ضد شما یا سوریه همکاری می کند یا نه ، گفت :« تا این لحظه مدرکی وجود ندارد که گروهی فلسطینی مشارکت کرده باشد. اینکه فلان گروه یا رهبر گروه یا گروه به صورت رسمی به نیروهای وابسته به خود به مشارکت در چنین اقدامی دستور داده باشد ، نه چنین چیزی ثابت نشده است و تا این لحظه هیچ مدرکی در این خصوص وجود ندارد. بله برخی جوانان فلسطینی در برخی اردوگاهها مانند اردوگاه یرموک به برخی گروهها فلسطینی وابستگی داشتند و زمانی که حوادث آغاز شد در آن شرکت کردند و زمانی که ما از مسئولان گروههای آنها سوال کردیم گفتند ما موافق نیستیم و ما در آن مشارکت نداریم.»

وی در پاسخ به اینکه روابط شما با ملت فلسطین و دیگر رهبران فلسطینی چگونه است ، گفت :« ما با اصل رابطه مشکلی نداریم و ما با همه ارتباط داریم ، با فتح در لبنان و شخصیتهای مرکزی در جنبش فتح ، و این روابط شناخته شده است. چند روز پیش جنبش فتح مراسمی داشت که یکی از سخنرانان آن یکی از اعضای سیاسی حزب الله بود ، بنابراین ما با آنها در ارتباط هستیم. در مرحله انتفاضه روابط عملی و تدارکاتی بین ما و گردانهای شهدای اقصی وجود داشت که شهدای اقصی وابسته به فتح است. در طول دوره انتقاضه ما با گردانهای شهدای اقصی ارتباط داشتیم. من حتی اگر با یک گروه یا سازمانی فلسطینی درباره دیدگاهش درباره راه حل مسئله فلسطین اختلاف داشته باشم اما در خصوص مسئله اسرائیل ما هیچ اختلافی نداریم. حتی اگر آنها مبارزه نکنند.»

دبیر کل حزب الله با تشریح تحولات سوریه و عراق و شوریدن داعش علیه متحدانش گفت، آنچه مسلم است آنکه آمریکا به دنبال نابودی داعش نیست بلکه در پی مهار و تضعیف آن تا جایی است که تهدیدی برای متحدان منطقه ایش نباشد.

سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در گفتگوی اختصاصی با شبکه المیادین در خصوص تحولات سوریه و وضعیت کنونی آن گفت: مساله ای که سوریه از آن گذر کرد و همه جهان به آن پی برده اند، مساله سرنگونی نظام سوریه و تحت تسلط درآوردن این کشور است. یعنی اکنون هیچ کشوری نه در میان دوستان سوریه، نه در منطقه و نه در میان گروههای معارض مسلح و غیر مسلح کسی نیست که از سرنگونی نظام سوریه دم بزند و یا از سیطره بر سوریه یا دمشق سخن بگوید. در واقع زمان سخن گفتن از این مسایل پایان یافته است. گروه های مسلحی هم که در حومه دمشق حضور دارند در محاصره اند و فریاد کمک خواهی شان بلند است. آنها اگر راست می گویند ابتدا باید خود را از محاصره خارج کنند و سپس از حمله به دمشق دم بزنند. در ابتدای بحران برخی کشورهای منطقه و جهان و برخی معارضان می گفتند نظام سوریه طی سه ماه فرو می پاشد اما چنین نشد و این ادعا مُرد. آقای اردوغان در یک سخنرانی گفته بود نماز جمعه را در مسجد اموی در دمشق خواهد خواند و کمی بعد گفت، نماز عید را در مسجد علوی در حلب می خواند اما نشد و این ادعاها به پایان خود رسید. امروز همه جهان می دانند که این موارد امکان پذیر نیستند. یعنی امکان عملی ندارند اما برخی همچنان این آرزوها را دارند. این مساله مدیون مقاومت سران نظام سوریه، ارتش و گروههای مردمی در انواع مختلف و پایداری بخش عظیمی از مردم سوریه بوده است. واقعیت این است که بحران سوریه راه حل نظامی ندارد، بنابر این راه حل، سیاسی است و حل سیاسی بدون حضور و مشارکت سران نظام سوریه غیر ممکن است. من معتقدم که همه این را فهمیده اند. حتی اگر حل سیاسی آن باشد که بشار اسد از قدرت کنار رود باز هم به این نتیجه رسیدن بدون حضور و مشارکت بشار اسد ممکن نیست. یعنی ما در ابتدای سال ۲۰۱۵ به جایی رسیده ایم که سقوط دمشق، سقوط نظام و سقوط سوریه با زور سلاح امکان پذیر نیست. مساله دیگر تغییر قواعد میدان جنگ است. بخش وسیعی از سوریه و شهرهای بزرگ آن در دست نظام است. بخشی از زمین در دست داعش و بخشی در دست جبهه النصره و گروههای دیگر است. در میدان آنچه که ارتش آزاد یا نیروهای میانه رو خوانده می شوند و به عبارت دقیق تر نیروهای نظامی مرتبط با ائتلاف استانبول و مرتبط با عربستان و متحدانش در حال نابودی هستند. هر جا داعش حضور دارد این گروهها از بین رفته اند و داعش آنها را قلع و قمع کرده است. در شمال حلب هم آنچه به نام انقلابیون سوریه عمل می کردند از سوی النصره مورد هجوم قرار گرفته و به ترکیه گریختند. این گروه ها فقط در غوطه، درعا و قنیطره حضور دارند که هر از چند گاه خبری از درگیری این گروهها با یکدیگر و یا با النصره یا داعش به گوش می رسد. آنچه از این واقعیتها به دست می آید آنکه بخشی از سوریه در دست نظام، بخشی در دست داعش و بخشی در دست النصره است و گروههای مرتبط با ائتلاف استانبول و عربستان در موضع ضعف و روبه زوال هستند. مساله سوم هم آنکه اگر همه گروههای معارض سوریه اعم از داخلی و خارجی به مسکو رفتند و با نظام سوریه به توافق رسیدند اما داعش و النصره در بین آنها نبود چه تاثیری در میدان حاصل می شود؟ اگر بر فرض این گروههای معارض به دمشق هم بیایند و در قدرت شریک شوند و دولت توافق هم ایجاد کنند، آیا می توانند به مناطق تحت سیطره النصره و داعش بروند؟ بنابر این جنگ همچنان پابرجا خواهد بود. اگر از حل سیاسی سخن می گوییم باید از راهی بگوییم که جنگ را پایان دهد و گرنه راه حلهای این چنین که معارضان با نظام به توافق برسند، مشکل معارضان سیاسی را حل می کند، نه مشکل سوریه را. در واقع حل سیاسی آن است که داعش نابود شود، کمک های مالی و نظامی به داعش پایان یابد و النصره که گروهی تروریستی است، هم ارتباطی با مسایل داخلی سوریه ندارد، در این شرایط می توان از پایان جنگ در سوریه سخن گفت. این مساله نیازمند اراده سیاسی کشورهای منطقه دارد که بالعکس در کنار داعش و النصره ایستاده اند و به آنها کمک و تسهیلات ارایه می کنند. به عبارت دیگر گفتگوها در مسکو فقط می تواند اوضاع را بهبود بخشد و معارضان را در کنار نظام قرار دهد و برخی کشورهای منطقه را با نظام سوریه همگام کند اما جنگ را پایان نمی دهد.

امروز در میدان سوریه ضعیف ترین عامل منطقه ای، عربستان سعودی است. در ابتدا آنها کار را با نیرو آغاز کردند و همه توان خود را با مال، سلاح، ویزا، بازگذاشتن مرزها و فراهم کردن نقل افراد مسلح به سوریه به کار بردند. برای بندر بن سلطان، القاعده و النصره و آلمانی و سلفی جهادی و اسلامی تفاوتی نداشت. او فقط در این فکر بود که همه جنگجویان دنیا را جمع کند تا برای سرنگونی بشار اسد وارد سوریه شوند. اشتباه عربستان این بود که گمان می کردند می توانند افغانستانی دیگر ایجاد کنند. در افغانستان چه کسانی القاعده و طالبان را رشد دادند؟ مشخص است، دستگاه جاسوسی آمریکا، پاکستان و عربستان و برخی کشورهای منطقه خلیج فارس که کمکهای کمی داشتند. اما پس از این کمکها، معادلات برعکس شد و کنترل القاعده و طالبان از دست آنها خارج شد. القاعده به مشکلی برای آمریکا تبدیل شد که نمونه آن ۱۱ سپتامبر بود و طالبان هم به مشکلی برای ارتش پاکستان بدل گشت. القاعده مشکل عربستان هم شد که شاهد درگیری های خونین میان القاعده و نیروهای امنیتی سعودی بودیم. آنها همه جنگجویان را از سراسر جهان به سوریه آوردند تا نظام را سرنگون کنند اما برای بعد از سرنگونی نظام فکری نکرده بودند. عربستان می خواست از جهادی ها که در داعش و النصره حضور دارند استفاده کند اما آنها از کنترل خارج شده اند. پس از این مرحله عربستان به تشکیل جیش الاسلام و جبهه اسلامی و برخی از نیروهای ارتش آزاد روی آورد که آنها هم از کمترین میزان نفوذ در میدان جنگ برخوردارند. اما این اظهارات به معنای بی تاثیری عربستان در حل سیاسی نیست. اگر عربستان تصمیم بگیرد که مساله سوریه را از راه سیاسی حل کند بی شک تاثیر زیادی بر اوضاع خواهد گذاشت.

ترکیه با داعش و النصره رابطه عملی و میدانی دارد. اولا مرزهایش باز است. مرز میان ترکیه و سوریه تحت نظارت ارتش و دستگاه اطلاعاتی ترکیه است. همه جنگجویان سراسر جهان به ترکیه می آیند و از آنجا وارد سوریه می شوند. ترکیه علاوه بر ارایه تسهیلات، برای گروههای مسلح پایگاه آموزشی هم راه اندازی کرده است. اگر من به عنوان حزب الله وارد میدان جنگ شوم نیاز به سلاح و مهمات و تجهیزات دارم، آیا داعش و النصره نیاز به سلاح و مهمات ندارند؟ این دو گروه با غنایم جنگی نمی جنگند بلکه سلاح و مهمات به آنها می رسد. داعش که در مناطق وسیهی می جنگد سلاح خود را از کجا می آورد؟ مهمترین مرزی که این سلاح ها از آن وارد می شود مرز ترکیه است. آیا ممکن است سلاح بدون مجوز و علم ترکیه از مرز این کشور عبور کند؟ هیچ چیز از ترکیه به سوریه نمی رود مگر به علم و آگاهی ترکیه. نفتی که داعش می فروشد و منبع اصلی اموال آن است به کجا فروخته می شود و به کجا می رود؟ همه اینها به ترکیه می رود. اینها مسایل مشخصی است. مساله ارتباط ترکیه با داعش در عراق و ترکیه از مسلمات است. مقامات سوریه، ترکیه، ایران و عربستان به خوبی این مساله را می دانند. حتی آمریکا هم می داند. داعش تا قبل از سقوط موصل، تحت نظارت و با رضایت آمریکا بنا شد، رشد کرد و بزرگ شد. آیا می توان تصور کرد که برخی کشورها به داعش و النصره سلاح می دهند و آمریکا از این بابت ناراضی است؟ تا قبل از موصل داعش از سوی کشورهایی در منطقه و از سوی آمریکا و انگلیس و فرانسه حمایت می شد زیرا مقصود آنها سرنگون کردن حکومتهای سوریه و عراق بود. مشکل داعش این بود که بر متحدان خود شورید. در عراق متحدان خود را کشت و در سوریه هم دوستان خود را قلع و قمع کرد. کسانی که قلع و قمع شدند متحدان آمریکا و عربستان و قطر بودند. بدتر از این، آنکه داعش به سوی متحدان این کشورها مانند اربیل رفت و تهدید کرد که به اردن و عربستان و کویت حمله می کند. در واقع داعش از کنترل خارج شد. به همین دلیل بود که ائتلاف بین المللی تشکیل شد اما آیا اقدامی که ائتلاف بین المللی در عراق انجام می دهد جدی است؟ خیر، به هیچ وجه.

موضع ترکیه در مورد سوریه واضح است. این کشور همچنان در برابر سوریه تند عمل می کند که دلایل زیادی دارد. در مورد عراق هم این چنین بود اما به نظر می رسد در مورد عراق پس از تشکیل دولت کنونی کمی انعطاف نشان داده است. سفر نخست وزیر ترکیه به عراق، احتمال سفر رییس جمهور ترکیه به عراق و اظهارات مقامات عراقی نشان می دهد که ترکیه سیاست خود در مورد عراق را تا حدودی تغییر داده است. اما هیچ نشانه مثبتی در مور دتغییر رفتار در برابر سوریه دیده نمی شود.

در مساله موصل و صلاح الدین فقط داعش میدان دار نبود. اگر برخی رسانه های آن زمان را مرور کنیم خواهیم دید که برخی از آنها چه جشن و پایکوبی برای حملات برق آسای داعش ترتیب داده بودند. پس از آن چه شد؟ داعش مستقر شد و متحدان محلی خود را قلع و قمع کرد و از آنها خواست با خلیفه بیعت کنند. سپس کردستان، عربستان، اردن و کویت را تهدید کرد. این، عبور از خطوط قرمز بود. آمریکا و کشورهای منطقه داعش را به کار برده بودند تا طرح هایشان را به اجرا بگذارند نه اینکه متحدانشان را به خطر بیندازند. اینجا بود که آمریکا ائتلاف را فراخواند و متحدان آمریکا اعلام کردند که اگر ائتلاف تشکیل نشود داعش اروپا و آمریکا را فراخواهد گرفت. ائتلاف بین المللی یک ظاهر است و واقعیت، حضور آمریکا و تصمیم گیری های آمریکاست. آیا آمریکا خواهان نابودی داعش است در عراق و سوریه است؟ آنها نابودی داعش را تا مدتها نمی خواهند. آنها می خواهند داعش را مهار کنند به گونه ای که بسوی اردن و عربستان و کویت و اربیل و شاید بغداد حرکت نکند. من در اینکه چنین مساله ای در سوریه مطرح باشد شک دارم. آیا اگر داعش به سوی مناطق تحت سیطره نظام سوریه رفت آمریکا در مقابل آن اقدامی انجام می دهد؟ آنها داعش را برای تحمیل خواسته های خود در منطقه نیاز دارند. آمریکا از عراق چه می خواهد؟ می گوید اگر اقدامات یک، دو، سه و الی آخر را انجام دادید ما شما را در مقابل داعش یاری می کنیم. آمریکا در عراق با داعش نمی جنگد. اولا تعداد، نوع و میزان حملات هوایی به داعش قابل ذکر نیست. ائتلاف از زمانی که تشکیل شده تاکنون به اندازه تعداد حملات اسراییل به لبنان در دو روز اول جنگ ۳۳ روزه به دعش حمله نکرده است. اینها مهار داعش را می خواهند نه نابودی آن را ضمن اینکه همه می دانند که حمله هوایی بدون عملیات زمینی هیچ گروهی را از بین نمی برد. مساله دیگر هم تجهیز نکردن ارتش عراق طی سالهای گذشته است. از همین رو حیدر العبادی نخست وزیر عراق در قاهره از عدم وفای به عهد کشورها در کمک مالی و نظامی شکایت کرد. آمریکا حتی اجازه نمی دهد که عراق از کشورهای دیگر خرید نظامی انجام دهد. اگر امروز ارتش عراق و نیروهای مردمی، تجهیزات و امکانات و سلاح دارند آنها را از ایران دریافت کرده اند. حتی بخشی از سلاح های نیروهای کرد هم از ایران خریداری شده و یا به عنوان کمک از ایران دریافت کرده اند. آمریکا از این مساله ناراضی بود. بنابر این نوع حملات هوایی و تجهیز نکردن ارتش عراق نشان می دهد که آمریکا به دنبال نابودی داعش نیست بلکه مهار آن را می خواهد. آمریکا پایگاه و فرودگاه و مصونیت قضایی در عراق می خواهد. یعنی همان چیزهایی را که نتوانست در توافقنامه امنیتی ۲۰۱۱ بدست آورد اکنون به عنوان هزینه کمک به عراق می خواهد. آمریکا برای رضای خدا در موضوع داعش دخالت نمی کند و موسسه خیریه برای توسعه دموکراسی و حقوق بشر در عراق نیست.

در سوریه هم طرحی مشابه دارند. آنها می خواهند داعش بر نظام فشار وارد کند تا اینکه در راه حل سیاسی شرایط خود را بگنجانند. هنگامی که آمریکا با ترکیه در مورد داعش به اختلاف رسیدند برایشان مهم نبود زیرا آنها نابودی داعش را نمی خواستند و بدون ترکیه هم می توانند به خواسته خود یعنی مهار داعش دست یابند.

سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در گفتگوی اختصاصی با شبکه المیادین در پاسخ به اینکه وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه ای رسمی اعلام کرد مذاکرات باید با بشار اسد پیشرفت داشته باشد، آیا این اذعان آمریکا به مشروعیت نظام سوریه بر موضع ترکیه تاثیر خواهد داشت، گفت :« من اطلاعاتی دارم نه از طریق رسانه ها که جان کری یا اوباما چه گفته است بلکه از طریق نامه هایی به برخی از کشورهای منطقه که می گوید، آمریکا به این نتیجه رسیده است که اگر می خواهیم به راه حل سیاسی دست پیدا کنیم به ماندن یا رفتن رئیس اسد ارتباطی ندارد، یعنی آمریکاییها به این نتیجه رسیده اند که رفتن رئیس اسد دیگر شرطی برای دستیابی به راه حل سیاسی نیست. مضمون این صحبتهای آنها که مربوط به دو ماه پیش است یعنی اظهار نظر جدیدی است، این است که ما در چارچوب هر راه حل سیاسی به ماندن یا رفتن رئیس اسد توجهی نداریم.»

وی در پاسخ به اینکه آیا این مطلب را به ایرانیها گفته اند، گفت :« اجازه بدهید نگویم به چه کسی گفته اند. حتی مخالفان نیز اگر به حال خود گذاشته شوند با دستیابی به راه حلی که در آن با بشار اسد در اداره سوریه شریک باشند، مشکلی ندارند اما کسانی که بر رفتن رئیس اسد اصرار دارند کشورهای منطقه ای هستند یعنی ترکیه ، عربستان سعودی و قطر. اما با گذشت زمان و تحولاتی که در اروپا و دیگر نقاط جهان رخ داده است، جامعه بین المللی به این نتیجه رسیده است که می گوید هیچ راه حلی در سوریه به جز با رئیس اسد و بدون پیش شرط رفتن بشار اسد وجود ندارد. اگر شما به راه حلی دست پیدا کنید که در آن بشار اسد باقی بماند جامعه بین المللی آن را خواهد پذیرفت.»

وی در پاسخ به اینکه آیا جزئیاتی از راه حلی که آنها به دنبالش هستند وجود دارد ؟ گفت :« برخی از افکار مطرح شده از طرف برخی کشورهای عربی وجود دارد که می توان به راه حل دست پیدا کرد به این طریق که رئیس اسد در دوره ریاست جمهوری اش باقی بماند بدون درنظر گرفتن این که پس از آن دوباره نامزد خواهد شد یا نه، دولت وحدت ملی تشکیل شود توسط مسئولان کنونی و از طرف مخالفان میانه رو. این مطرح نیست که داعش یا النصره مثلا بخشی از این دولت باشند و حتی با توجه به اعتقادی که داعش و النصره دارند آنها نیز برای چنین مشارکتی آمادگی ندارند. مسئله سوم اینکه کمیته ای برای بازنگری در قانون اساسی و انجام اصلاحات و گشایش باب گفتگو تشکیل شود. ممکن است به عنوان مثال انتخابات پارلمانی زودهنگام برگزار شود. نشانه هایی از دستیابی به چنین راه حلی وجود دارد. یا مثلا کاهشی در اختیارات رئیس جمهور صورت بگیرد و به عنوان مثال بخشی از اختیارات رئیس جمهور به غیر از اختیارات نظامی و امنیتی به دولت وحدت ملی منتقل شود. برخی از کشورهای منطقه به این روش فکر می کنند. من نمی گویم این مسئله به سطح طرحی جدی رسیده است اما افکاری از این نوع و پیش نویسهایی در این خصوص مطرح شده است. بر اساس اطلاعاتی که دارم یکی از کشورهای منطقه که از من نخواهید از آن نام ببرم ، کشوری غیر از ترکیه که بسیار در مسئله سوریه تندرو است به جایی رسیده است که می گوید باقی ماندن نظام و ارتش و حزب بعث و حتی باقی ماندن طائفه رئیس جمهور را در قدرت می پذیرد و تنها شرطی که دارد این است که رئیس اسد کنار برود. این یک مسئله سیاسی نیست بلکه یک مسئله شخصی است ، این مسئله در سطوح بالای دیدارها بین کشورها مطرح شده است. معتقدم در این عقیده چیز مثبتی وجود دارد که این کشور منطقه ای که تا حد زیادی در این موضوع دخالت می کند به سطحی از نا امیدی و شکست رسیده و دریافته است که نمی تواند هیچ تغییری در واقعیتهای موجود در سوریه بدهد و نمی تواند از طریق جنگ چیزی را بر نظام سوریه تحمیل کند.»

مجری گفت : یعنی این کشور قدرتمند و تندرو عربی که من می گویم عربستان سعودی است، با همه اینها موافق است که نظام سوریه ، حزب بعث و حتی طائفه رئیس اسد باقی بماند؟

نصرالله گفت :« آنچه را که شما می گویید من نمی گویم. من می گویم کشوری که مورد نظر من است، این را گفته است. این مسئله به مسئولان بلندپایه در جامعه بین المللی گفته شده است. یعنی اگر به راه حلی با این شرایط هم دست پیدا کنید، ما برای آن آمادگی داریم.»

وی در پاسخ به اینکه آمریکا گفته است مشکلی با رئیس اسد ندارد آیا این مسئله بر موضع ترکیه تاثیر خواهد داشت که شرط قطعی برای اینکه رئیس اسد باید کنار برود مطرح نکند ، گفت :« شاید تاثیر داشته باشد اما نه به این سادگی. مسئله به ابزارها مربوط می شود، من فکر نمی کنم ما در چند ماه آینده بتوانیم به راه حل سیاسی دست پیدا کنیم اما برابر طرحهایی قرار داریم که مقدمات راه حل سیاسی را فراهم می کند. یعنی حرکتی منطقه ای و بین المللی در این خصوص وجود دارد اما نمی توان پیش بینی کرد اجازه دهند اوضاع در سوریه و عراق همانند سالهای گذشته شود. درحال حاضر این نیست که انگشتان بازیگران این حوادث در حال سوختن باشد، بلکه دست آنها در حال سوختن است، آتش به چشمها و صورت آنها رسیده است.»

وی در پاسخ به اینکه ایران نیز در صدر این حوادث قرار دارد و بر اساس اطلاعات موجود طرفهای دیگری که وجود دارند، زیان می کنند و طرفی که سود سیاسی می برد ایران است، گفت :« این شکستی برای کل این توطئه است، توطئه در عراق، سوریه و منطقه شکست خورده است، این طرحی بزرگ از طرف آمریکا است.»

وی در پاسخ به اینکه آیا درست است که شما گفته اید رئیس بشار اسد خط قرمز است؟ گفت :« آنچه ما می گوییم این است که هر گونه راه حل سیاسی بدون در نظر گرفتن رئیس اسد غیر ممکن است. دوم اینکه ما اصرار داریم که هر گونه راه حل سیاسی در سوریه و ضمانت اجرای آن پس از این جنگ و ویرانی و سختیها و جراحتهایی که این جنگ بر سوریه برجا گذاشته است، ضمانت اجرای آن رئیس بشار اسد است. بله من این را گفته ام. هیچ راه حلی بر ضد رئیس اسد راه حل نیست. باید صریحا بگوییم چرا این کشورها می خواهند سیاستی را در پیش بگیرند که در جنگ نتوانستند به آن برسند؟ و رئیس جمهوری را که به دنبال آن می گردند و ضمانت باقی ماندن سوریه در جایگاه خود است، کیست؟ هیچ ضمانتی در این خصوص وجود ندارد. ما معتقدیم رئیس اسد تنها ضمانت واقعی است، حتی برای اجرای هر راه حلی که به آن دست پیدا شود. من می گویم چرا بازیگران شکست خوردند، در عراق درحال حاضر نیروهای عراقی در بسیاری از جبهه ها حضور دارند بدون اینکه نیازی به ائتلاف بین المللی داشته باشند. یعنی معادله میدانی تغییر کرده است. درحال حاضر داعش که در ابتدا استقبال مردمی در موصل و صلاح الدین و الانبار و دیگر نقاط را داشت، درحال از دست دادن این حمایت مردمی است. آنچه درحال حاضر داعش در عراق و سوریه انجام می دهد تنها اذیت کردن است و هیچ تاثیری در معادله سیاسی و میدانی ندارد، نه در عراق و نه در سوریه. بنابراین استفاده از داعش در این موضوع به پایان رسیده است، بله از طریق مهار داعش می خواهند شروط خود را بر عراقیها و سوریها تحمیل کنند و از کشورهای خلیج فارس باج بیشتری در زمینه نفتی، اقتصادی و مالی بگیرند.»

دبیر کل حزب الله لبنان گفت : ما و ایران خواستار برقراری رابطه با اخوان المسلمین بودیم اما این حزب پس از رسیدن به قدرت تمایلی از خود نشان نداد.

سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در گفتگوی اختصاصی با شبکه المیادین در خصوص مواضعش در خصوص بحرین گفت: از روز اول قیام در بحرین که قیامی مسالمت آمیز بود و همچنان هست، معارضان بحرینی از همه طیف ها بازداشت شدند و به زندان افتادند. یعنی قبل از شیخ غلی سلمان افراد زیادی زندانی شده بودند. نکته دیگر اینکه ما قبل از آغاز قیام بحرین با بحرینی ها ارتباط داشتیم. این ارتباط یک امر عادی و در چارچوب مقاومت اسلامی است و کسی نمی تواند بگوید چرا با فلان گروه یا مجموعه در جهان عرب یا اسلام رابطه داشته ای؟ پس از آغاز قیام معارضان اعلام کردند که ما خواهان گفتگو با حکومت هستیم و شما در این خصوص ما را یاری کنید. در آن زمان بر اساس دوستی خود از برخی گروهها و دولتها خواستیم که با حکومت بحرین تماس بگیرند و آن را قانع و ترغیب کنند و یا آن را تحت فشار قرار دهند تا با معارضان وارد گفتگو شود. برخی از کشورها که نام آنها را به علت حساس بودن موضوع بحرین نمی آورم، فعالیتهایشان را آغاز کردند و پس از آن گفتند که امکان این امر نیست و حکومت بحرین یعنی پادشاه و نخست وزیر که از ۴۰ سال قبل در قدرت است و نشان دهنده دموکراسی در منطقه است نمی پذیرند و تنها راه حل برای بحرین بازگشت مردم به خانه هایشان است. برادران ما در ایران هم در این زمینه تلاش هایی کردند و حتی ترکیه وارد شد و داوود اوغلو وزیر وقت امور خارجه ترکیه به منامه رفت و از مسوولان بحرین درخواستهایی را مطرح کرد اما دست خالی بازگشت. قبل از انتخابات ریاست جمهوری ایران زمانی که شیخ مصلحی به عربستان رفت و با امیر نایف دیدار کرد در مورد بحرین نیز گفتگو کرد که جواب عربستان این بود که را حل مشکل بحرین بازگشت مردم به خانه هایشان است. در مورد بحرین همه گفتگو را راه حل می دانستند و من هم به دلایل اهمیتی که برایم داشت آن را پیگیر شدم. ما هیچ کشوری را که گمان می کردیم در مورد بحران بحرین موثر باشد از قلم نینداختیم. ایران هم با حکومت منامه سخن گفت اما بحرین اعلام کرد در امور داخلی ما دخالت نکنید. بویژه اینکه حساسیت هایی میان ایران و بحرین در زمینه مسایل سرزمینی و جغرافیایی وجود داشت. بحرینی ها اراده کرده بودند که قیامشان را ادامه دهند و حتی اخیرا هم دیدیم که آیت الله عیسی قاسم و علمای دیگر ادامه قیام را خواستار شدند. ما در این خصوص باز هم تلاش می کنیم حتی اگر زمان زیادی بطلبد.

نصرالله درباره ارتباط با انصار الله یمن گفت: ما با انصار الله ارتباط و همکاری میدانی نداریم ولی ارتباط سیاسی داریم و همان گونه که با بسیاری از جنبش ها در ارتباط هستیم با انصار الله هم در ارتباطیم.

مجری المیادین پرسید: آیا سخنانی که گفته می شود نیروهای شما به عنوان کارشناس و همرزم انصار الله در حملات اخیر دست داشته اند صحیح است؟

دبیر کل حزب الله لبنان پاسخ داد: خیر، صحیح نیست. قبل از حوادث اخیر برخی از نیروهای ما به یمن رفتند و انتقال تجربیات دادند و این مساله پنهانی نبود اما مدتهاست که هیچ یک از نیروهای ما در یمن حضور ندارند یعنی دستکم از یکسال و نیم قبل. تاما ادعاهایی که تحولات یمن را به ما یا جمهوری اسلامی ایران نسبت می دهند نادرست است. ایران هم ارتباطی با این مسایل ندارد و این ادعاها در حد تحلیل هستند. آنچه در یمن رخ داد تصمیمی کاملا داخلی در یمن بود که مربوط به جنبش انصار الله، رهبری و طرفداران آن و تحولات سیاسی یمن بود. آنچه در یمن رخ داد حتی برنامه ریزی شده هم نبود بلکه طرحی وجود داشت تا انصار الله را از یکی از استانهای یمن ریشه کن کنند که انصار الله به دفاع از خود پرداخت و در میدان پیروز شد و به دروازه های صنعا رسید. سپس دولت بحرین اقداماتی انجام داد که به ضرر همه مردم بود و انصار الله پرچم داری مطالبات مردم را در دست گرفت و تظاهرات آغاز شد. زمانی که تظاهرات به خاک و خون کشیده شد انصار الله وارد صنعا شد. من اطلاعاتی در دست دارم که نشان می دهد انصار الله برای این اقدام خود طرح و برنامه ای نداشت بلکه اقدامی ناگهانی بود. انصار الله از دیدگاه و منظر سیاسی دوست و متحد و برادر ما هستند. ما در مورد مسایلی همچون توطئه های آمریکا و اسراییل دیدگاه نزدیک داریم و پیروزی این جنبش را پیروزی خود می دانیم.

نصرالله در ادامه در خصوص مصر گفت: حضور مصر در جهان عرب و نقش آفرینی آن در جهان عرب و اسلام مهم اسست. حتی جمهوری اسلامی ایران سعی کرد با مصر ارتباط برقرار کند از همین منظر بود که با همکاری مصر می توان بسیاری از مشکلات را حل کرد. هدف ایران این است که مشکلات منطقه حل شود و به همین علت است که برای حل بحران سوریه و عراق راه حل ارایه کرد. من اطمینان دارم که اگر کسی راه حلی عادلانه را برای حل مشکلات منطقه بدهد ایران دست همکاری با او خواهد داد.

دبیرکل حزب الله درباره اخوان المسلمین هم گفت: ما فعلا با اخوان المسلمین تماس و رابطه ای نداریم. اخوان المسلمین بعد از آنکه به قدرت رسیدند باب رابطه با ما را باز نکردند. ممکن است در این زمینه محاسباتی برای خود داشته اند. البته شخصیت هایی از اخوان المسلمین هستند که در خارج از مصر بوده و هستند که روابط دوستانه شخصی با برخی از برادران حزب الله دارند اما نمی توان این رابطه را رابطه میان حزب الله و اخوان المسلمین خواند. ما برای برقراری رابطه با این حزب مشکلی نداشتیم و ارتباط گرفتیم اما آنها پاسخی ندادند و این قبل از ورود ما به سوریه بود. برخی می گویند علت این امر ور.د ما به سوریه بوده اما این گونه نیست. آنها با ایران هم تا حدودی این گونه بودند. به اعتقاد من این مشکل به رویکردها باز می گردد. به نظر من آنها می خواستند حساسیت آمریکا و عربستان را برنینگیزند. در زمان حکومت مرسی راه برای ایران بسته بود و این در حالی بود که مصر برای ایران مهم بود و حاضر به همکاری در همه زمینه بود و می توانست میلیاردها دلار در مصر سرمایه گذاری کند اما راهها بر او بسته بود.

دبیر کل حزب الله لبنان گفت ایران در مذاکرات هسته ای فقط به موضوع هسته ای پرداخته است و هیچگاه قصد ندارد برای رسیدن به توافق، آرمانها و متحدان خود را فدا کند.

سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در گفتگوی اختصاصی با شبکه المیادین در پاسخ به این مساله که ایران علیرغم همه پیشرفتهایش در پرونده هسته ای موفقیت عملی نداشته و این مساله بر اوضاع داخلی اش تاثیر گذاشته است، گفت: اینکه ایران با مشکلات اقتصادی و مالی روبروست، صحیح است و انسان نمی تواند این واقعیت را پنهان کند اما ایران از زمان سرنگونی نظام شاه با این مشکلات روبرو بوده است و با تحریم و جنگ تحمیلی مواجه شده است. اما ایران نسبت به هر زمان دیگر در بهترین وضعیت قرار دارد. پرونده هسته ای در حقیقت پرونده ای برای وارد کردن فشار به ایران است وگرنه ایران همه ضمانت های مناسب و منطقی را برای صلح آمیز بودن فعالیتهایش ارائه داده است. آنها می خواهند بر ایران فشار وارد کنند تا بر راهبرد و استقلال در تصمیم گیری هایش تاثیر بگذارند. مهمترین ویژگی ایران، استقلال در تصمیم گیری است. ایران در تصمیم گیری هایش از هیچ کس در جهان پیروی نمی کند. ایران دارای رهبری، رییس جمهور، دولت، دستگاه قضا و مجلس است که می نششینند و بحث می کنند و تصمیم گیری می نمایند. جهان بویژه آمریکا و غرب نمی تواند تحمل کند که کشوری در منطقه ای ثروتمند و مهم و موثر مستقل رفتار کند. بنابر این با پرونده هسته ای بر ایران فشار وارد می کنند. برخی هم همه چیز را به پرونده هسته ای ایران نسبت می دهند. مثلا می گویند انتخاب رییس جمهور لبنان در انتظار نتیجه دادن پرونده هسته ای ایران است. اما ایران تصمیم جدی خود را اعلام کرده است که با ۱+۵ و یا تمام دنیا فقط در مورد پرونده هسته ای گفتگو می کند. ایران نمی خواهد برای رسیدن به حق طبیعی خود امتیازاتی بدهد که به ضرر دوستان و متحدانش باشد و یا آرمانهایش را زیر سوال ببرد. من اطمینان دارم که ایران در مذاکرات فقط در مورد برنامه هسته ای گفتگو می کند. ایران برای استقلال در تصمیم گیریهایش سالها جنگید و در برابر دنیا ایستاد. برخی از کشورها از بین رفتند اما ایران از بین نرفت. نفت مهم است ولی ایران فقط به نفت وابسته نیست. ایران دهها میلیارد دلار در بانک های خارجی دارد. قدرت ایران برای تحمل فشارها بسیار زیاد است. می توانید این مطلب را بنویسید که همه کشورهای منطقه و جهان که علیه ایران، توطئه نفتی، نظامی و امنیتی به راه انداختند، شکست خواهند خورد و فرو می پاشند اما ایران همچنان ایستاده می ماند. من این سخن را با توجه به دلایل و قرائن و اطلاعاتم می گویم. آینده ایران در منطقه و جهان بسیار روشن است. من ایران را به خوبی می شناسم و احتمالا بیش از بقیه عرب ها ایران را می شناسم.

مجری المیادین در ادامه سوال کرد: ستاره ستارگان و ستاره ای که همه جهان را روشن کرده و حتی نیوزویک عکس او را بر روی جلد خود حک کرد، یعنی ژنرال قاسم سلیمانی را می شناسید؟

سید حسن نصرالله پاسخ داد: بله، او برادر عزیز، حبیب و دوست نزدیک من است. حاج سلیمانی فرمانده سپاه قدس است. ماموریت سپاه قدس چیست؟ ماموریت اصلی آن کمک به جنبش های مقاومت در منطقه است. حزب الله هم در صف اول جنبش های مقاومت قرار دارد. بنابر این منطقی است که سلیمانی بیش از دیگران به ما نزدیک باشد.

مجری المیادین گفت چرا رسانه های جهان بر روی او متمرکز شده اند؟

نصرالله پاسخ داد: نیروی قدس نوک پیکان پیشروی جمهوری اسلامی و کمک به متحدانش است. مثلا در عراق موصل، صلاح الدین و بخشی از دیالی سقوط کردند و داعش به سوی بغداد حرکت کرد. چند ساعت پس از این حوادث، طبیعی بود که حاج قاسم سلیمانی و نیروهایش وارد بغداد شوند. او وارد عراق شد و با توجه به ارتباطهایی که در عراق داشت با گروههای مختلف مقاومت تماس گرفت و با دولت عراق هماهنگ شد و مردم را بسیج کرد و سپس آیت الله سیستانی فتوا داد. بلافاصله نیروهای مردمی به میدان آمدند و جلوی داعش ایستادند. این حرکت سریع داعش را متوقف کرد. آیا آمریکا و ائتلاف بین المللی داعش را متوقف کردند؟ داعش را مردم عراق و با کمک برادران ایرانی متوقف کردند. برادران ایرانی نقش استشاری، لجستیکی، نظامی و فرماندهی را بر عهده گرفته و در انبار مهماتشان را برای عراقی ها باز گذاشتند. این حرکت مردمی، توطئه علیه عراق را سرکوب کرد که یکی از عوامل مهم شکل گیری این حرکت حاج قاسم سلیمانی بود. او با معنویت و حضور و راهنمایی های خود در خط اول جبهه باعث پیروزی بر داعش شد و طبیعی است که زیر ذره بین رسانه ها قرار گیرد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*